گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

آیینه بر خاک زد صنع یکتا

تا وانمودند کیفیت ما

بنیاد اظهار بر رنگ چیدیم

خود را به هر رنگ‌کردیم رسوا

در پرده پختیم سودای خامی

چندان‌که خندید آیینه بر ما

از عالم فاش بی‌پرده گشتیم

پنهان نبودن‌، کردیم پیدا

ما و رعونت‌، افسانهٔ کیست

ناز پری بست‌گردن به مینا

آیینه‌واریم محروم عبرت

دادند ما را چشمی‌که مگشا

درهای فرد‌وس وا بود امروز

از بی‌دماغی گفتیم فردا

گو‌هر گره‌بست از بی‌نیازی

دستی‌که شستیم از آب دریا

گرجیب ناموس تنگت نگیرد

در چین د‌امن خفته‌ست صحرا

حیرت‌طرازیست نیرنگ‌سازی است

تمثال اوهام آیینه دنیا

کثرت نشد محو از ساز وحدت

همچون خیالات از شخص تنها

وهم‌تعلق برخود مچینید

صحرانشین‌اند این خانمانها

موجود نامی است باقی توهم

از عالم خضر رو تا مسیحا

زین یأس منزل ما را چه حاصل

همخانه بیدل همسایه عنقا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تازه‌های گنجور » بایگانی وبلاگ » گنجور نوشته:

[…] * اولین مصرع از اولین غزل دیوان بیدل این چنین است: آیینه بر خاک زد صنع یکتا […]

حمید سلطان نوشته:

رکن بندی این غزل (آینه بر خاک زد صنع یکتا ) به صورت مستفعلن فع مستفعلن فع اشکال دارد و باید فعلن فعولن فعلن فعولن باشد تا مطابقت کند با رکن بندی کتابهای عروضی در باب وزن متقارب مثمن اثلم . مستفعلن فع (یا مستفعلاتن ) را در بعضی ازمنابع عروضی رجز مرفل گفته اند نه متقارب اثلم. ( وا لله اعلم با لصواب ) .

رسته نوشته:

احسنت به آقای حمید سلطان که رکن بندی فعلن فعولن را به میان آورده اند . حتما حمید رضا هم تقطیع مستفعلن فع را بدون پشتوانه نیاورده اند. بنده شعر ی در اسقبال از این غزل سروده ام که در گنجور درج شده است و لینک آن در پای همین غزل هست. در آن موقع وزن گذاری این غزل انجام نشده بود و من آن را دنبال نکردم بلکه در حال و هوای غزل بودم و موسیقی غزل را از حالت انفعالی به حالت فعالتر در آوردم و اولین مصرع غزل را وارو کردم
زد صنع بکتا، آیینه بر خاک ….
در این خوانش تکیه ها می افتد روی هجای اول فعلن و هجای اول فعولن که مطابق تقطیع حمید سلطان است. و این مطابقت دارد با انزژی فعالی که در بحر متقارب داریم.
از طرف دیگر حال و هوای موسیقی غزل بیدل با تقطیع مستفعلن فع بهتر می خواندُ وگرنه نمی توانست آن همه حالت های هنری شاهکاری انفعالی را در این بحر فعال بکنجاند. جالب است که در نظر داشته باشیم که بیدل در ابتدای کار افسر ارتش بوده است و به علاوه اصل ونسب ترکی جعتایی داشته است ولی در زیر نظر صوفیان تربیت یافته بوده است ، در سرزمین هند نشو و نما یافته، مترجم و ناشر آثار این عربی بوده است، زبان خانوادگی اش ترکی بوده است. و این نقطه ی آمیزش چندین فرهنگ در یک غزل است در اوج شکوفایی هنری یک شاعر.

حامد صدیقیان نوشته:

با سلام به شما
در اول باید از زحمات شما برای ایجاد چنین سایت پرمحتوا و زیبایی تشکر کنم.
نمی دانم چرا همه غزلیات بیدل دهلوی را نمی شود مشاهده کرد, به نظر می رسد که مشکلی وجود داشته باشد اگر رفع فرمایی خیلی خوب خواهد شد.
من به دنبال این بیت می گشتم که ببینم آیا از بیدل هست یا نه اگر کسی می داند لطفا رهنمایی کند.
” روز وصلت از خجالت آب باید شد که ما **** در فراقت زندگی کردیم و جانی داشتیم”
با تشکر

رسته نوشته:

در پاسخ حامد صدیقیان

روز وصلش باید از شرم آب ‌گردیدن ‌که ما

در فراقش زندگی ‌کردیم و جانی داشتیم

اگر تا کنون این بیت را پیدا نکرده اید غزل ۲۳۴۴ را ببینید .

انجینر فرهاد ایثار نوشته:

با سلام , چنانیکه از نسخ متعد چاپی( ازجمله چاپ کابل) ابوالمعانی بیدل برایم مشهود بوده , که با اولین ورق گردانی دیوان اشعار بیدل همیشه با غزل مشهور ( به اوج کبریا کز پهلوی عجزا ست راه آنجا ) مواجه شدم, اما نرم ابزار گنجور در ردیف اول, غزل ( آیینه برخاک زد صنع یکتا ) را آورده است.درحالیکه نظر به نسخه ی شما ( گنجور) ترتیب تسلسل به اساس حروف آخر ابیات است, نه اساس آخر مصراع , که اگر چنین باشد , پس این غزل ( آیینه بر خاک زد صنع یکتا ) در اول این نسخه نباید قرار بگیرد. سپاس

mohammad نوشته:

ایین دنیا به نظر درست تر میاد تا ایینه دنیا

بشیر رحیمی نوشته:

آقای محمد گرامی. من فکر می‌کنم “آیینه” درست است. به دلیل دو کلمه “حیرت” و مخصوصا کلمه “تمثال”. می‌گوید؛ زندگی برای ما حیرت‌طراز و نیرنگ‌ساز است؛ زیرا تمثال‌هایی که در آیینه دنیا دیده می‌شوند، اوهامی بیش نیستند.
حیرت‌طرازی است، نیرنگ‌سازی است
تمثال، اوهام؛ آیینه، دنیا
اگر “آیینه دنیا” در ادامه مصراع اول می‌بود و کمله “تمثال”، به‌کار نرفته بود، “آیین دنیا” درست بود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام