گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی

نیست روزی که به من از تو جفایی نرسد

وز فراقت به دلم رنج و عنایی نرسد

دل به درد تو اگر خوش نکنم خوش نبود

چون یقین شد که مرا از تو دوایی نرسد

من زنم با تو گر از بخت خطایی نرود

میکنم جهد گر از چرخ قضایی نرسد

به دل من که به صد گونه غم آزرده تست

سالها شد که ز تو بوی وفایی نرسد

عمر در کار وصال تو کنم ترسم از آنک

برسد عمرم و این کار به جایی نرسد

ساز وصل تو به بخت من از آن رفت ز ساز

تا به گوش من ازو بانگ نوایی نرسد

گر به من گوهر وصلت نرسد نیست عجب

ملک سنجر چه عجب گر به گدایی نرسد؟

چمن جان، رخ گلرنگ تو شد لیک چه سود؟

که به دست کس ازو مهر گیایی نرسد

در زبانم به شب و روز دعای لب تست

چکنم دست من الا به دعایی نرسد؟

نظر شاه جهان بر سر خوبی تو باد

تا به رویت نظر بی سر و پایی نرسد

نصرت الدین که ازو شیر فلک را بیم است

مالک شش جهت و خسرو هفت اقلیم است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مجیرالدین بیلقانی

نیست روزی که به من از تو جفایی نرسد

وز فراقت به دلم رنج و عنایی نرسد

دل به درد تو اگر خوش نکنم خوش نبود

چون یقین شد که مرا از تو دوایی نرسد

من زنم با تو گر از بخت خطایی نرود

[...]

مجد همگر

نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد

وز غمت بر دل من تازه بلائی نرسد

نگذرد بر من دلسوخته روزی به غلط

که در آن روز مرا تازه جفائی نرسد

این زمان عیسی ایام توئی بهره چرا

[...]

سیف فرغانی

هرکه در عشق نمیرد به بقایی نرسد

مرد باقی نشود تا به فنایی نرسد

تو به خود رفتی از آن کار به جایی نرسید

هرکه از خود نرود هیچ به جایی نرسد

در ره او نبود سنگ و اگر باشد نیز

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد

پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد

نرسد در حرم کعبهٔ وصل محبوب

هر محبی که بر او جور و جفائی نرسد

نوش کن دُردی دردش که دوای جانست

[...]

خیالی بخارایی

تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد

ورنه بی درد در این ره به دوایی نرسد

نالهٔ هر که چو بلبل نه به سودای گلی ست

عاقبت زین چمنش برگ و نوایی نرسد

ای دل ار سعی تو این است که من می بینم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه