با شبروان شدم به در یار نیم شب
جستم بسوی حضرت او بار نیم شب
در گرچه آهنین بدو مسمار آتشین
آهم نه در گذاشت نه مسمار نیم شب
خورشید بود قافله سالار آسمان
بربست رخت قافله سالار نیم شب
شب را هزار طره فزون بود و کس ندید
بی آه سرد از آن همه یک تار نیم شب
هر جام می که عقل به من داد نیمروز
آمد به رغم من همه در کار نیم شب
آن جا که دیده ها ز غمش خون همی گریست
رفتم نهان ز دیده اغیار نیم شب
آواز داد هاتف غیبی حذر کنید!
کامد حریف مست دگر بار نیم شب
چون مهره خسته شد دلم از بس که بر گرفت
مهر از در خزانه اسرار نیم شب
امروز شکرین سخنم زانکه کرده ام
قوت روان ز لعل شکر بار نیم شب
صبرم چو ناخن از پی آن سر بریده شد
کاورد خون به ناخن من یار نیم شب
زنهار در زبان مجیر از چه ماند از آنک
از یار باز گشت به زنهار نیم شب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف شب و جستجوی محبوبش در نیمه شب میپردازد. او به در یار میرود و با وجود موانع، آرزو دارد که به او برسد. شب را با زیباییهایش توصیف میکند و میگوید که در این تاریکی، تنها در دلش آتش عشق شعلهور است. شاعر احساس میکند که در غمهایش تنهاست و زخمهای درونیاش را پنهان میکند. همزمان، او به قدرت عشق و زیبایی محبوبش اشاره میکند که تمام وجودش را پر کرده است. در نهایت، او به نگرانیها و تردیدهایی که از عشقش به وجود آمده نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به نزد معشوق در شب رفتم و در نیمه شب به سوی او حرکت کردم.
هوش مصنوعی: در گرما و سختیهای زندگی، حتی اگر باشد مانند میخهایی آهنی، نمیتوانم آتش درونم را پنهان کنم و در نیمه شب هم نمیتوانم آن را به فراموشی بسپارم.
هوش مصنوعی: خورشید به عنوان رهبر آسمان بود و در میان تاریکی شب، رخت سفر را برمیدارد.
هوش مصنوعی: شب پر از زیبایی و رازهای فراوان است، اما کسی به این زیباییها توجهی نمیکند و تنها یک نفر با دلنگرانی و اندوه، در سکوت شب، در حال آه کشیدن است.
هوش مصنوعی: هر لیوان می که عقل به من داد، در نیم روز به من داده شد، در حالی که من به شدت درگیر کارهایی هستم که بیشتر به نیمه شب مربوط میشود.
هوش مصنوعی: در جایی که چشمها به خاطر غم او اشک میریخت، من در نیمه شب به دور از دید دیگران رفتم و پنهان شدم.
هوش مصنوعی: ندایی از عالم غیب به ما میگوید که احتیاط کنید! زیرا دوباره در نیمهشب، دوست مستی به سراغ ما آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی دل من از آن همه راز و رمز در دل شب خسته شد، مانند یک مهرهای که دیگر توان ندارد، خسته و فرسوده شدم.
هوش مصنوعی: امروز به خاطر شیرینی سخن، احساس خوبی دارم؛ زیرا در نیمهشب با لعل شکرین، قوتی برای روح خود بدست آوردهام.
هوش مصنوعی: صبرم آنقدر کم شده که مانند ناخنی که از یک سر بریده جدا شده، رنج میکشم و خون غمهای شبانهام به ناخنهایم رسیده است.
هوش مصنوعی: با احتیاط در صحبت کردن، به یاد داشته باش که پس از جدایی از معشوق، در نیمه شب چه چیزی از زبانت به جا میماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.