غرب الشمس والهوی سکنی
و سهیل بدا من الیمن
این این الکؤوس مترعة
هاتها هاتها و لاتهن
لشکر شب رسید تن چه زنی؟
حبشی دست یافت بر ختنی
ای که از عارض، آفتاب منی
پر کن از باده، کوزه دو منی
هی عین الدیوک ذائبة
فاسقنی یا محلق الاذن
انت روحی و راحتی فاذا
غبت عنی بهت عن بدنی
باده ده عهد چون منی مشکن
گرچه یار شکسته زلف منی
زانکه با عدل ارسلان سلطان
نتوانی که عهد من شکنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیبایی و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر از چالشهای شب و آمدن سپیده دم میگوید و از یک طرف به کوزههای پر از شراب اشاره میکند و از طرف دیگر به عشق و دلبستگیاش نسبت به معشوق. او حسرت دوری از معشوق را بیان میکند و در عین حال بر اهمیت وفا و عدم شکستن قراردادهای عاشقانه تأکید میکند. این شعر به طور کلی غم و شادی عشق، لذتهای دنیوی و زیباییهای طبیعت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: غروب آفتاب و عشق، مکان سکونت و آرامش است و ستاره سهیل از سمت راست تجلی میکند.
هوش مصنوعی: این لیوانها پر شدهاند، بیا بیا، و اجازه نده که خالی شوند.
هوش مصنوعی: لشکر شب به سراغ تو آمده است، آیا حاضری به او پاسخ دهی؟ زن سیاهپوستی به معشوقهام دست پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییات چون آفتاب است، کوزه را پر از شراب کن که دو منی.
هوش مصنوعی: ای اشکال زشت که به دیوها میماند، به من بنوشان، ای آنکه گوشها را میزنی.
هوش مصنوعی: تو روح منی و آرامش من، پس زمانی که از من دور میشوی، بدنم دچار حیرت و سردرگمی میشود.
هوش مصنوعی: به من باده بده و میانهام را نشکن، هرچند یار من با موهای پریشان است.
هوش مصنوعی: چون با عدالت ارسلان، سلطان، نمیتوانی عهد من را بشکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.