زهی بر خطت آسمان سر نهاده
جهان بر سر جاهت افسر نهاده
تف تیغ خونخوار آتش فشانت
عدوی ترا خون به دل در نهاده
وشاقان افلاک یعنی کواکب
به بزم تو ساغر به کف بر نهاده
حریفان ایام یعنی طبایع
به حکم تو چون گردنان سر نهاده
خرد رایت ورای تو دیده وانگه
غرامت بر افلاک و اختر نهاده
سر نیزه آب رنگت به میدان
گه حمله آتش در اخضر نهاده
ز رشگ رقمهای کلکت عطارد
قلم خرد بشکسته، دفتر نهاده
حسام ترا دیده بهرام و در کف
گرفته دف از بیم و خنجر نهاده
ز صد جز و اقبال تو حق تعالی
یکی جز و در سعد اکبر نهاده
قضا بر سر کوه و در پای دریا
ز بهر تو زر بسته گوهر نهاده
عدوی ترا دور این هفت گلشن
بجز مرگ ده خار دیگر نهاده
اگر چند غز در پی ملک سنجر
قدمهای کین هست بی مر نهاده
تو خواهی بدان غز که تا حشر باشد
خراج تو بر ملک سنجر نهاده
وگرچه سمندر نسوزد که صانع
بدو هست این خاصیت در نهاده
نماند بسی کاتش تیغ تیزت
بود داغ کین بر سمندر نهاده
بر آنست سیمرغ دولت که باشد
به صحرای ملک و شهپر نهاده
بر آنم که بینم ز تأثیر عدالت
سر باز، پیش کبوتر نهاده
ایا شهریاری که بر خاک پایت
سر سروان هست یکسر نهاده
همه کاینات آنچه زیرست و بالا
ترا هست مطلق برابر نهاده
تو دانی که باشد مجیر از فراقت
به کردار عودی بر آذر نهاده
از آن بیش خدمت نیامد که عزلت
برین خسته بندیست در خور نهاده
چه او اندرین خانه فقر و محنت
چه یک مهره اندر مششدر نهاده
همی تا بود زلف بر روی خوبان
چو بر برگ گل عنبر تر نهاده
همی تا بود قاف بهر سکونت
بر اطراف این گوی اغبر نهاده
چنان باد کارت به عالم که باشی
ز رتبت قدم بر دو پیکر نهاده
ز من این دعا خوش نیابد ولیکن
مبادت ز کف جام و ساغر نهاده
تو در خانه ملک بادی و خصمت
از آن خانه چون حلقه بر در نهاده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و عظمت قدرت و مقام یک شهریار پرداخته است. شاعر از زیباییهای آسمان و جهان سخن میگوید و قدرت و تواناییهای شهریار را در برابر ستارگان و طبیعت به تصویر میکشد. او توصیف میکند که چگونه دشمنان، حسودان و اجزای طبیعت در برابر قدرت او تسلیم شدهاند و عدالت او را ستایش میکند. همچنین به این نکته اشاره میکند که شهریار، با دقت و خرد، سرنوشت و قضا و قدر را به نفع خود رقم میزند و بر همه موجودات سیطره دارد. این شعر در نهایت بر نکتهای تاکید دارد که نبودن خصم و دشمنان در برابر قدرت او، و توجه به شکنندگی زندگی و نیاز به عدالت است.
هوش مصنوعی: عجب نیکو است که آسمان سر خود را بر روی خط تو گذاشته و جهان، تاجی بر سر مقام تو قرار داده است.
هوش مصنوعی: تیر تند تو که مانند آتش به سمت دشمن پرتاب میشود، به دشمنی که خون به دل تو کرده، آسیب میزند.
هوش مصنوعی: ستارهها به مهمانی تو آمدهاند و در دستانشان جامی پر از نوشیدنی است.
هوش مصنوعی: رقبا و حریفان روزگار مانند گردنهایی هستند که به خاطر فرمان تو تسلیم شدهاند.
هوش مصنوعی: خرد تو را زیر نظر دارد و چیزهایی را که نمیتوانی ببینی، در عوض، غم و اندوهت را در آسمان و در میان ستارهها جای داده است.
هوش مصنوعی: سر نیزهی تو در میدان جنگ مانند آبرنگی است که به جلوه در آمده و در آتش و شعلۀ سبز (آتشزدن) قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: از حسادت به زیباییهای چهرهات، قلم نازک و خوشخط عطارد هم دچار شکستگی شده و نتوانسته نوشتهای را بر صفحه بیاورد.
هوش مصنوعی: حسام را دیدهی بهرام میداند و در دست دارد دف را، از ترس خنجر را هم آماده کرده است.
هوش مصنوعی: از میان تمام نعمتها و خوشبختیهایی که خداوند برای تو به ارمغان آورده، فقط یکی از آنها را به عنوان بزرگترین سعادت برای تو قرار داده است.
هوش مصنوعی: سرنوشت تو را در قله کوه و در عمق دریا نظاره کرده و به خاطر تو گنجینهای از ثروت و زیباییها را قرار داده است.
هوش مصنوعی: دشمن تو در این هفت باغ، جز مرگ، چیز دیگری نمیتواند به تو آسیب بزند.
هوش مصنوعی: اگر چند غز در جستجوی ملک سنجر هستند، باید بدانند که انتقام و کینهجویی نتیجهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: تو میخواهی بدانی که تا روز قیامت، مالیات تو بر سرزمین سنجر قرار داده شده است.
هوش مصنوعی: هرچند سمندر در آتش نمیسوزد زیرا خالق او این ویژگی را در او قرار داده است، اما این موضوع نشاندهنده قدرت و خصوصیات منحصر به فردی است که در او نهفته است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی نگذشته که آتش تیز شمشیر تو بر سمندر داغ کینهای گذاشته است.
هوش مصنوعی: سیمرغ به عنوان نماد عظمت و بزرگی در نظر دارد که در دشتهای کشور حکمرانی کند و بالهایش را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: میخواهم ببینم که آیا عدالت میتواند تأثیری داشته باشد یا نه، حتی وقتی که یک سر باز از آن فاصله بگیرد و در کنار کبوتر قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: آیا شهریاری که سروران بر خاک پایش خم شدهاند، خود را در برابر تو خاضع نکرده است؟
هوش مصنوعی: همه چیز در جهان، چه آنچه که در زیر است و چه آنچه که در بالا قرار دارد، به گونهای برابر و یکسان شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: تو میدانی که آنچه در دل دارم، همچون چوبی است که بر آتش گذاشته شده و به شدت شعلهور است.
هوش مصنوعی: خدمت و کمکی که از من به دیگران نمیرسد، به دلیل این است که در این انزوا و تنهایی به خستگی و فرسودگی دچار شدهام.
هوش مصنوعی: در این خانه که پر از فقر و مشکلات است، فرقی نمیکند که چه کسی در آن زندگی میکند و چه ارزش و مقامی دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلف بر روی زیبایانی مانند عطر گلهای خوشبو باشد، زیبایی آنها دلانگیزتر میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که قاف در این محیط قرار دارد، برای سکونت بر اطراف این گوی خاکی نشسته است.
هوش مصنوعی: به گونهای در دنیا عمل کن که همچون باد، آزاد و بیقید و بند باشی و در عین حال، مقام و جایگاه خود را فراموش نکنی. باید بتوانی بر روح و جسم خود تسلط داشته باشی.
هوش مصنوعی: از من این دعا خوشایند نیست، اما امیدوارم که تو هرگز جام و ساغر را از دست ندهی.
هوش مصنوعی: تو در خانهی قدرت و سلطنت هستی و دشمن تو همانند حلقهای بر در آن خانه ایستاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.