به عذر روی نهادم پس از هزار گناه
چه شوخ چشم کسم لااله الاالله
از آن سپس که ز درگاه باز پس ماندم
شعف گرفته دلم بر عبادت درگاه
اگر رجوع بدین در نیاوردم چکنم؟
که در زمانه جز اینم نماند مرجعگاه
سزد که خدمت این آستان به عرش نهند
سر از عبادت او بر زنم معاذالله
خدایگانا گر دور بودم از خدمت
نبود از آن که دلم باز گشته بود از راه
ترا مجیر مطیع و خدای می داند
برین حدیث خدای جهان بسست گواه
مرا خود از همه عالم پناه، درگه تست
چه درگهی که فلک را بدوست پشت و پناه
کنون رخ من و خاک جناب و توبه صدق
که آب توبه بس آمد لباس شوی گناه
وگر بدین گنهم خرده گیر خواهد شد
تراست حکم خوهی عفو و خواه باد افراه
بدان خدای که پروردگار این چرخست
که مدح پرور جان توام به بی گه و گاه
اگر نوید قبول توام قبول کند
به بارنامه آن بر فلک زنم خرگاه
تویی که سجده جاه تو می برند به طوع
سپاه دولت یک تاه و آسمان دو تاه
اگر نه از قبل جلوه درت باشد
نه صبح طره طرازد نه آفتاب کلاه
بزرگوارا نوروز و عید می آیند
به مهر وعد پس از وعده دوازده ماه
به درگه تو که هست آفتاب چرخ صدور
چو آفتاب فلک بر زمین نهند جباه
به بزم باده نشین تا به اختیار طرب
دل نشاط فزایت شود نوایب کاه
غزاله روی غزالی به زیر پرده عیش
روانت آورد این نو غزل به پرده و راه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیان عذرخواهی از خداوند به خاطر هزار گناه، به زیبایی و لطافت چشمهای محبوبش اشاره میکند. او پس از دوری از درگاه خدا، احساس شوق و شادی میکند و به عبادت روی میآورد. شاعر معتقد است که اگر به این درگاه بازنگردد، در دنیای بهتری برای پناهندگی نیافته است. او از خدا میخواهد که حتی اگر دور بوده، چون دلش به راه آمده، او را ببخشد. شاعر به قدرت و عظمت خداوند اشاره میکند و میگوید که سجدهگاه او برتر از هر مکان دیگر است. همچنین به نکات شاعرانهای درباره نوروز و جشنها اشاره کرده و از خدا تقاضای عفو و رحمت میکند. در کل، شعر توبه، عشق و امید به بخشش خداوند را منعکس میکند.
هوش مصنوعی: پس از هزاران گناه و اشتباه، برای عذرخواهی روی به درگاه تو آوردهام، ای کسی که چشمانت پر از شوخی و لطافت است و تنها تو را میپرستم و غیر از تو کسی را نمیخوانم.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه از درگاه خداوند بازگشتم، دل من از شادی پر شده و به عبادت و بندگی او مشغول شدهام.
هوش مصنوعی: اگر به این موضوع باز نگردم چه کار باید بکنم؟ چون در این زمان هیچ جایی جز این برای پناهندگی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خدمت به این مکان مقدس آنقدر ارزشمند است که باید سر از عبادت او بر داشتم و به عظمت او احترام بگذارم.
هوش مصنوعی: ای خداوند، اگرچه از خدمت تو دور بودم، ولی این دوری به خاطر آن نیست که دل من از تو جدا شده است.
هوش مصنوعی: تو را به عنوان کسی که مطیع و فرمانبردار است میشناسد و خداوند در این موضوع، شاهد ماجراهای جهانی است.
هوش مصنوعی: من از تمامی جهان به تو پناه میآورم، زیرا هیچ جا بهتر از درگاه تو نیست؛ کیست که بتواند به ستارهها تکیه کند و از آنها حمایت بگیرد؟
هوش مصنوعی: هماکنون چهرهام و خاک پای تو را مینگرم و با صداقت توبه کردهام، زیرا توبهای که از دل سرشار از صداقت ناشی شده، مانند آبی است که گناه را از لباس پاک میکند.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر گناه من ایرادی بگیری، این تو هستی که باید ببخشی یا اینکه به راحتی این موضوع را نادیده بگیری.
هوش مصنوعی: به خدایی که خالق این جهان است، آگاه باش که من همیشه و در هر شرایطی، ستایشگر روح تو هستم.
هوش مصنوعی: اگر خبر پذیرش من از سوی تو به من داده شود، من به عنوان نشانهای از این خوشحالی، خیمهام را بر فراز آسمان برپا میکنم.
هوش مصنوعی: تو هستی که به خاطر مقام و جایگاه تو، سپاه و نظامیان با عشق و ارادت به تو سجده میکنند؛ این سجده به خاطر عظمت و بلندی مقام توست که همچنان در آسمان و زمین شناخته شده است.
هوش مصنوعی: اگر جلوهات از قبل نباشد، نه موهای بلندت در صبح زیبا به نظر میآید و نه آفتاب برایت جذابیتی دارد.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، نوروز و عید با عشق و محبت میآیند، پس از وعدهای که در طول دوازده ماه به ما داده شده است.
هوش مصنوعی: در درگاه تو، که مانند خورشید در آسمان میدرخشی، اگر سرهای بزرگان مانند دانههای نور بر زمین بگذارند، همچون تابش خورشید بر زمین خواهد بود.
هوش مصنوعی: به مهمانی شراب بیا و شادی کن تا بتوانی به اختیار خودت دل را شاد کنی و از موسیقی لذت ببری.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چهرهای اشاره دارد که به دلخواهی دلانگیز از پشت پرده لذت و شادی به زندگی میآورد. غزاله و نوغزل نمادهای زیبایی و تازگی هستند که زندگی را پر از شادی و سرزندگی میکنند. این معنا به تصویر کشیدن چهرهای دلربا و تأثیرگذاری آن بر احساسات و روحیه انسان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه
اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه
نظر چگونه بدوزم؟ که بهر دیدن دوست
ز خاک من همه نرگس دمد به جای گیاه
کسی که آگهی از ذوق عشق جانان یافت
[...]
به فرخی و به شادی و شاهی ایران شاه
به مهرگانی بنشست بامداد پگاه
برآن که چون بکند مهرگان به فرخ روز
به جنگ دشمن واژون کشد به سغد سپاه
به مهر ماه ز بهر نشستن و خوردن
[...]
مگر که زهره و ما هست نعت آن دلخواه
که با سعادت زهره است و باطراوت ماه
سعادتی که همه در روان گشاید طبع
طراوتی که همه بر خرد ببندد راه
اگر چه در نسب آدم آفتاب نبود
[...]
ایا بهار من و عید نیکوان سپاه
چو ماه ز ابر همی تابی از قبای سیاه
بصید رفتی و پدرام بازگشتی شام
برنگ و بوی رخ و زلف خویشتن می خواه
میئی که وقت سحر زو نسیم گیرد گل
[...]
تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست
به سجده اید شما هر دو درگه و بیگاه
چرا دو چشم تو دیبای لعل پوشیدست
اگر نپوشند ای دوست زاهدان دیباه
ز راه گمشده را زاهدان به راه آرند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.