چه جرم است این بر آورده سر از دریای موج افگن؟
به کوه اندر دمان آتش به چرخ اندر کشان دامن
رخ گردون ز لون او به عنبر گشته آلوده
دل هامون ز اشگ او به گوهر گشته آبستن
گهی از میغ او گردد نهفته شاخ در لؤلؤ
گهی از سعی او گردد سرشته خاک از لادن
بنالد سخت بی علت بجوشد تند بی کینه
بخندد گرم بی شادی بگرید زار بی شیون
گهی باشد چو برطرف زمرد بیخته عنبر
گهی باشد چو در لوح خماهن ریخته چندن
زمین آرای دود اندام گردون سای آتش دل
سیه دیدار گوهر پاش میناپوش دیباتن
ز لاله باغ را دارد پر از بیجاده گون رایت
ز سبزه راع را دارد پر از فیروزه گون خرمن
گهی با مهر همخانه گهی با باد هم پیشه
گهی با چرخ هم زانو گهی با بحر هم برزن
بشوید چهره نسرین بتابد طره سنبل
بسنبد دیده نرگس بدرد جامه بر گلشن
چو راه مردم ظالم هوا از جسم او انبه
چو رای خسرو عادل زمین از چشم او روشن
مصاف افروز دشمن سوز شاه نیمروز آنکو
درین ملکست کافی رأی وافی عهد صافی ظن
ملک بوالفضل نصربن خلف فرزانه تاج الدین
که برباید همی تاج از سر شاهان شیر اوژن
زمانه بد سگالش را همی گوید که لاتأمن
فرشته نیکخواهش را همی گوید که لاتحزن
حسامش را دهد زهره به هدیه شیر گردن کش
سنانش را دهد مهره به رشوت مار دندان زن
بنان گردد ز تحریر قیاس جود او عاجز
زبان گردد ز تقریر ثنای ذات او الکن
چو تا ز درخش نگزیند بجز صحن فلک میدان
چو بازد گوی نپسندد بجز قوس قزح چوگان
نماند از تیر و گرز او مگر بر روی رایت ها
عقاب نادریده دل هزبر ناشکسته تن
جلال قدر او بحد صفات عدل او بی عد
عطای دست او بی مر سخای طبع او بی من
هدف گشت آسمان گویی خدنگش را که اندر شب
نماید روی مه یکسر هدف کردار پر روزن
ایا در پایه تختت زمانه ساخته مأوی
و یا در سایه تختت ستاره یافته مأمن
بدانگه کز سجستان سوی غزنی برد آن لشگر
همه با دولت خسرو همه با صولت بهمن
ملک تأیید بدر آیین، فلک تأثیر کوه آلت
نهنگ آسیب ببر آفت پلنگ آشوب شیرافگن
دلیرانی که از گردون به نوک رمح سیاره
ربودندی چو گنجشکان به منقار از زمین ارزن
مخالف چون برون آمد به میدان با چنان لشکر
چو شیران عرین پر دل چو دیوان لعین پر فن
در آورده به پیش صف چو گردون زنده پیلانی
که گردون شان بوقت کین نیارد گشت پیرامن
چو کوه زفت شخص آورد چو غول گست حیلت گر
چو باد تیز دریا بر چو تیر تند هامون کن
چو ضرغام قوی جوشان چو عفریت حرون کوشان
چو تمساح روان هایل چو ثعبان سیه ریمن
سپاهی از نهاد دیو و تو در جنگشان رستم
گروهی بر نهاد خوک و تو در حربشان بیژن
قضا در تیغ سیمابی نهاده ریزه مرجان
اجل بر درع زنگاری فشانده خرده روین
چو خواب اندر سر مردان گزیده تیغ تو مرقد
چو وهم اندر دل گردان گرفته تیغ تو مسکن
شده ز ارواح گمراهان هوا چون حلقه خاتم
شده ز اجسام بدخواهان زمین چون چشمه سوزن
اجل با حربه قاطع بلا با باره سابق
زمین در حله احمر زمان در کله ادکن
تو در قلب سپه گویی بزیر ران در آورده
تک او تیز چون صرصر رگ او سخت چون آهن
ز نصرت بر تنت درقه ز قدرت بر کفت خنجر
ز دولت بر سرت مغفر ز حشمت بر تنت جوشن
چنان رفت از کمان تو سوی خصمان همی ناوک
که گاه رجم سیاره ز گردون سوی آهرمن
چو شد رای همایونت قوی با رایت عالی
شد آثار ظفر ظاهر، شد انوار قدر روشن
نگشت از فر تو خسته از بن خونخوارگان یک دل
نشد از زخم تو رسته از آن بیچارگان یک تن
زهی رسم بدیع تو عروس ملک را زیور
خهی رای رفیع تو چراغ فتح را روغن
درین بقعت پدید آمد که ناورد از بنی آدم
ز اهل سیستان هرگز به مردی ایزد ذوالمن
هراسانند پیوسته ز پیکان تو مهر و مه
تن آسانند همواره زاحسان تو مرد و زن
از آن خصمت چو پرویزن ز دیده خون همی ریزد
که از تیرت دماغ او مشبک شد چو پرویزن
سزد ناهید، دست بخت مسعود ترا یاره
شود خورشید فرق پای میمون ترا گر زن
خداوندا! اگر هستم بذات از خدمتت غایب
ز جور عالم جافی ز دور گنبد توسن
مرا حرزست پیوسته ثنای تو به هر موضع
برآوردست همواره دعای تو به هر مسکن
کنون نزدت فرستادم عروسی چون شکر کورا
معالی هست پیرایه، معانی هست پیراهن
زمانه از شرف او را عصا به بسته بر جبهت
ستاره از لطف او را قلاده کرده در گردن
گر او را بهره ای باشد ز اقبال قبول تو
شود خار مرادش گل، شود زهر مرامش من
اگر چه مادحان داری ز من بهتر فراوانی
یقین دانم که بد گویند پیشت شرح حال من
نوای خوش نوا آید ز سوی حضرت عالی
مرا ناگه چو موسی را ز سوی وادی ایمن
الا تا از زمین لاله بروید در مه نیسان
الا تا از هوا ژاله ببارد در مه بهمن
ز مهرت باد چون لاله ز خنده چهره ناصح
ز بیمت باد چون ژاله ز گریه دیده دشمن
قدر را عزم تو قدوه، قضا را جزم تو عمده
اجل را رزم تو قانون جهان را بزم تو گلشن
به نعل کره ختلی حصار دشمنان بسپر
به نوک نیزه خطی سپاه دشمنان بشکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: متن فوق شعری است که توصیفاتی از طبیعت، انسانها و جنگها دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و شاعرانه، در مورد قدرت و شکوه شخصیتهایی چون "نصربن خلف" صحبت میکند و به صفات مثبت و منفی حاکمان و جنگجویان اشاره میکند. او طبیعت را به عنوان نشانهای از حال و هوای اجتماعی و سیاسی در نظر میگیرد و از تضادهای زندگی، مانند شادی و غم، صلح و جنگ، استفاده میکند. همچنین، شاعر به قدرت پادشاهان و تأثیر آنها بر سرنوشت مردم اشاره دارد و در نهایت به دعای خود برای موفقیت و سلامتی آنها میپردازد.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن نیروی طبیعی و زیباییهای آن میپردازد. شاعر از دریای پرموج و قدرت آن میگوید که برمیخیزد و به حرکت در میآید، در حالی که کوهها و آسمان نیز تحت تأثیر این نیروی طبیعی قرار دارند. این تصویر نشاندهندهی هماهنگی و تأثیر متقابل عناصر طبیعی است.
هوش مصنوعی: چهره آسمان به رنگ او معطر و زیبا شده و دلهای ما از اشکهای او پر از گوهری شده و آمادهی تولد احساسات عمیق هستند.
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر غم و رنج، شاخهای در دریا پنهان میشود، و گاهی تلاش او باعث میشود که خاک از گلها و زیباییها سرشته شود.
هوش مصنوعی: غمگین باشد بدون دلیل، به سرعت عصبانی شود بدون کینه و دشمنی، با گرما بخندد بدون شادی واقعی، و از روی درد و اندوه بگرید بدون اینکه فریاد بزند.
هوش مصنوعی: زمانی ممکن است که مانند زمردی درخشان و جذاب باشی، و در زمانی دیگر مانند عطر خوشی در فضا پخش شوی؛ گاهی نیز ممکن است نوشتههایی روی لوحی نقش ببندد و زیباییهای مختلفی را به تصویر بکشد.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر دنیای زیبا و جذاب پرداخته میشود که به وسیلهی زیبایی و آرامشی که طبیعت و عشق به وجود میآورند، تجلی مییابد. در این تصویر، زمین به عنوان مظهر آرامش و زیبایی توصیف شده و عشق و جذابیت در آن احساس میشود. رنگ و جلاهای زیبا و لطیف به ویژه از طریق معانی همچون "دود" و "آتش دل" به تصویر کشیده شده است. در نهایت، زیبایی و دلربایی این دنیا همراه با لطافت و شگفتیهای آن به وضوح حس میشود.
هوش مصنوعی: باغ پر از گلهای لاله است و رنگ و بوی آن دلانگیز است. سبزهها نیز به رنگ فیروزهای و زنده، دشت را آراستهاند.
هوش مصنوعی: گاهی در کنار عشق و محبت هستم، گاهی با مشکلات و سختیها دست و پنجه نرم میکنم، گاهی هم همراه با چرخ گردون و سرنوشت رفتار میکنم، و گاهی در کنار امواج دریا و چالشهای آن قرار میگیرم.
هوش مصنوعی: چهره نسرین را بشویید تا زیباییاش بدرخشد و تابش موهای سنبل را تماشا کنید، و نگاه نرگس را بر گلها بخوانید.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان ظالمی در مسیر خود قرار میگیرد، به مانند حالتی است که روح او بر جسمش چیره شده است. اما فرد عادل میتواند به مانند نوری که زمین را روشن میکند، تأثیر مثبتی بر اطرافش بگذارد.
هوش مصنوعی: در این متن به توصیف یک شاه قدرتمند و بینظیر پرداخته شده است. او در میدان نبرد با دشمن میدرخشد و آتش دشمنی را خاموش میکند. این شاه در این سرزمین به عنوان حاکمی عادل و با بصیرت شناخته میشود که تصمیماتش به دور از شک و تردید است و همچنین وفاداری و صداقت در عهد و پیمانش نمایان است.
هوش مصنوعی: بوالفضل نصربن خلف، فرزانه و صاحب تاجالدین، به قدری قوی و تواناست که میتواند تاج را از سر پادشاهان دلیر برباید.
هوش مصنوعی: دنیا به بدیهای خود اشاره میکند و میگوید به کسی که از او انتظار خوبی داری، اعتماد نکن. همچنین فرشته نیکوکار به تو دلداری میدهد و میگوید نگران نباش.
هوش مصنوعی: زهره، حسام را به عنوان هدیهای به کسی میدهد و سنان، که شجاع و نیرومند است، مهرهای را به عنوان رشوه به مار، که نماد خیانت و خطر است، تقدیم میکند. این تصویرسازی نشاندهنده نوعی تبادل در شرایطی پرخطر و پراسترس است.
هوش مصنوعی: بنا کردن به بیان و نوشتن، از قدرت توصیف بخشندگی او ناتوان میشود و زبان از ستایش و ذکر صفات او درمانده میگردد.
هوش مصنوعی: وقتی که نور به زمین نمیتابد و تنها نور آسمان وجود دارد، جای دیگری برای بازی کردن نیست. همچنین، همچون اینکه گرگ نه تنها به میدانهای دیگر بیتوجه است، بلکه فقط به رنگینکمان وعدهاش را میدهد.
هوش مصنوعی: از تیر و لشگر او هیچ چیز باقی نمانده، جز عقابی که بر پرچمها نشسته و دلش از شجاعت و قدرت پر شده است، در حالی که جسمش هنوز نشکسته است.
هوش مصنوعی: عظمت و مقام او به اندازه ویژگیهای عدل او است، بخششهای او بیپایان است و generosity او نیز بیحد و مرز.
هوش مصنوعی: آسمان به نظر میرسد که تیرش را به سوی ماه در طول شب نشانه رفته است، مانند هدفی که در روشنایی روز دیده میشود.
هوش مصنوعی: آیا در زیر پایهٔ تخت سلطنت تو، زمانه خانهای برای خود ساخته یا در سایهٔ آن، ستارهها پناهگاهی یافتهاند؟
هوش مصنوعی: در آن زمان که لشکر از سجستان به سمت غزنی حرکت کرد، همه آنها با قدرت و عظمت خسرو و با نیروی بهمن همراه بودند.
هوش مصنوعی: در این بیت به تأثیر قدرتهای کیهانی و طبیعی بر زندگی انسان اشاره شده است. در آن به نقش برجسته آسمان و تأثیرات مختصری از زمین و حیوانات اشاره میشود. به نوعی میتوان گفت که اینجا بیانگر تعارضات و تأثیرات ناشی از نیروهای مختلف در دنیا و چالشهایی است که موجودات در زندگی روزمره با آنها مواجه هستند.
هوش مصنوعی: شجاعانی که مانند گنجشکها با منقارشان از زمین دانه برمیدارند، ستارهها را با نوک نیزههایشان از آسمان به پایین میکشند.
هوش مصنوعی: وقتی دشمن با لشکری بزرگ و دلیر مانند شیرها به میدان میآید، نشاندهندهی قدرت و شجاعت اوست. این لشکر همچون دیوانی با قدرت و مهارتهای فراوان به مبارزه میپردازد.
هوش مصنوعی: به صف مقدم آمدهاند، مانند دایرهای که در آن، فیلهای زنده ایستادهاند. این دایره در زمان جنگ نمیتواند تغییر شکل بدهد و پیرامونش ثابت مانده است.
هوش مصنوعی: اگر شخصی مانند کوهی ضخیم و قوی باشد، مانند غولی میتواند ترفندها را به کار گیرد. همچنین اگر مانند باد تند باشد، میتواند دریا را مانند تیری تند و سریع به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: به مانند شیر قوی و خشمگین، و مانند دیوی خروشان، همچون تمساحی که در آب به سرعت حرکت میکند، و مانند ماری سیاه و خطرناک که به آرامی در جستجوی طعمه است.
هوش مصنوعی: دیوها سپاهی را تشکیل دادهاند و تویی مانند رستم که در جنگ آنها قرار داری، و گروهی دیگر مانند بیژن در نبرد با خوکها.
هوش مصنوعی: سرنوشت در تیغی نقرهای قرار گرفته و دانههای مرجان نشان از پایان عمر بر زرهای زنگزده پاشیده شده است.
هوش مصنوعی: خواب سنگین و عمیق مردان را به یاد میآورد که مانند خنجر در دلشان فرو رفته است. تصورات و خیالاتشان نیز تحت تأثیر همین خنجر هستند و جایی برای سکون و آرامش ندارند.
هوش مصنوعی: هوا به زودی مثل حلقهای از ارواح گمراهان درمیآید و زمین نیز مانند سوزنی از اجسام بدخواه پر میشود.
هوش مصنوعی: مرگ با سلاحی قوی در حال نزدیک شدن است و دوران جدیدی در زندگی ما آغاز شده است که چالشها و مشکلات خاص خود را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: تو در دل سپاه همچون بزی هستی که پایش را زیر دامان رانده و نسبت به دشمنان تیز و تند عمل میکند. او همزمان دارای قدرت و استحکامی چون آهن است.
هوش مصنوعی: از پیروزی، بر بدنت زرهی است، از قدرت، بر دستت خنجری دارد، از سلطنت، بر سرت کلاهی است و از عظمت، بر بدنت لباس جنگی پوشیدهای.
هوش مصنوعی: چنانکه تیر تو با دقت و سرعت به سوی دشمنان پرتاب میشود، گویی گاهی ستارهها از آسمان به سمت موجودات شر و زشت فرستاده میشوند.
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و تصمیم تو قوی باشد و پرچم بلند و باعظمت تو در اهتزاز باشد، آثار پیروزی نمایان میشود و نور قدر و ارزش تو روشن میگردد.
هوش مصنوعی: خسته نشدم از زیبایی تو و از زخمهایی که به دل دارم؛ حتی یکی از آن بیچارگان هم نتوانست از درد تو رهایی یابد.
هوش مصنوعی: عزیزم، زیبایی و نوآوری تو مثل زیور عروس است و تو مثل روغن چراغی هستی که روشنایی پیروزی را تامین میکند.
هوش مصنوعی: در این سرزمین، مردی از تبار آدم نمایان شد که به راستی از مردان بزرگ و با فضیلت اهل سیستان است.
هوش مصنوعی: همیشه از تیرهای تو وحشت دارند، در حالی که خورشید و ماه از راحتی و آسودگی تو بهرهمندند. مردان و زنان همواره از زیبایی تو در حیرتاند.
هوش مصنوعی: وقتی که از دشمن تو مانند پرویز (شاه ساسانی) اشک میریزد، این نشان میدهد که تیر تو باعث شده که او به شدت آسیب ببیند و حالش خراب شود.
هوش مصنوعی: شایسته است که ناهید (سیاره زهره) دست خوشبختی مسعود تو باشد، و خورشید بر فرق پای میمون تو بتابد اگر تو بخواهی.
هوش مصنوعی: خداوند! اگرچه به طور ذاتی از خدمتت دور هستم، اما از ظلم و مشکلات جهان به دور هستم و در سایهی وجود تو احساس آرامش میکنم.
هوش مصنوعی: ستایش تو همیشه برای من همچون سپری است که در هر جا از من محافظت میکند و دعای تو همواره در هر مکان برای من وجود دارد.
هوش مصنوعی: اکنون به تو خبر خوشی میدهم که مانند عروسی شیرین و زیباست. چیزهای باارزش و معانی عمیق به آن رنگ و شکوه بخشیدهاند.
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر مقام و منزلت او به مانند عصایی در دستانش درآمده و ستارهها به خاطر لطف او به گردن او زینتافزوده شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر او از خوشبختی بهرهمند باشد، برای او آنچه که به نظر ایستاده و دشوار میآید، به آسانی به گل تبدیل میشود و آنچه که نیتش زهرآگین است، به من سرایت میکند.
هوش مصنوعی: اگر چه کسانی که به تو میگویند خوبند و از من بهتر صحبت میکنند، اما مطمئنم که در خلوت به بدی از من یاد میکنند.
هوش مصنوعی: صدای دلانگیزی از سمت شما به گوشم میرسد، گویی که ناگهان من هم مثل موسی از سرزمین امن و آرامی ندا میشنوم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از زمین گلهای لاله سر برآورند در ماه نیسان و تا وقتی که قطرات باران از آسمان در ماه بهمن بریزند، بگذارید امید نوید زندگی و زیبایی را به ما بدهد.
هوش مصنوعی: از محبت تو چون گل لاله سرشار از خندهام، و از ترس تو مانند شبنم، اشکهایم از چشمانم سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: عزم تو در تعیین سرنوشت بسیار نیرومند است، تصمیماتت در برابر تقدیر بسیار مؤثرند. عمر و زمان به تلاش تو وابسته است و برگزیدگی تو در زندگی باعث رونق و خوشبختی در جهان میشود.
هوش مصنوعی: به دشمنان خود اجازه نده و از آنها فاصله بگیر. به جای اینکه خود را در معرض خطر قرار بدهی، سعی کن با تدبیر و هوش از آنها دور بمانی و به خط خودیها بازگردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الا ای پرده تاری به پیش چشمه روشن
زمانی کوه را تَرگی زمانی چرخ را جوشن
دژم روئی و گیتی را کند آثار تو خرم
سیه فامی و عالم را کند دیدار تو روشن
گهی بر گوشه گردون نهاده مر ترا گوشه
[...]
ایا ای جوهر علوی گرفته چرخ را دامن
تورا شب برفراز سر تو را سیاره پیرامن
به رنگین باشهای مانی که درگردون زند چنگل
به زرین لعبتی مانی که در هامون کشد دامن
نماییگه رخ روشن وزان گردد هوا تیره
[...]
الا یا خیمهٔ گردان به گرد بیستون مسکن
گه از بن دامنت ماهست و گاهت ماه بر دامن
چراغ افروخته در تو بسی و هفت از آن گردان
که گه بر گاوشان جایست و گه بر شیرشان مسکن
چو خورشید ملک هنجار و برجیس وزیر آسا
[...]
هوا تیره است، آن بهتر که گیری بادهٔ روشن
ز دست لعبت مهروی مشکین موی سیمین تن
شده انواع نزهت را لب نوشین او موضع
شده اسباب عشرت را رخ رنگین او معدن
رخش چون ارغوان، لکن برو پیدا شده سنبل
[...]
ایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری
به روز و شب گهی خورشید و ماهم ثقبهٔ روزن
پس ای سردی و تاریکی که در من هست بازم خر
ازین سردی و تاریکی به اندک پنبه و روغن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.