چه شب است این که درو خون ستم ریخته اند
بر شکر ریز دعا زر کرم ریخته اند
موکب قدر رسید و به ره قدر سپاس
آب صد جشن جم و عید حرم ریخته اند
لشگر ظلم، سحرگه به شبیخون دعا
در هزیمت ز شبی کوس و علم ریخته اند
بس که از جرمگه امشب به صد فخانه لا
عقد نایافته در درج معم ریخته اند؟
یارب این سوختگان را که ز قاروره آه
در رخ اهرمنان شعله غم ریخته اند
به شهاب نفس از گنبد فیروزه دل
در شش اطراف جهان دیو ندم ریخته اند
پرده دران هوا گرچه ز سرچشمه چشم
آتش محرقه را آب به دم ریخته اند
خرقه داران سپهر از پی هر سوخته ای
راوق مرهم در کاس کرم ریخته اند
خشک صحرای ندم را همه از آب خشوع
ز پی یافتن عافیه نم ریخته اند
سیف دین قطب . . . فخر سعادت که سعود
فرقدان بر قدش از بام قدم ریخته اند
آنکه نه کله هفت آینه از حشمت بخت
بر در خیمه او رخت حشم ریخته اند
رای و قدرش که بشارت ده شمس و قمرست
آب و آتش ز رخ ظلم و ستم ریخته اند
هست در غرش ازو زلزله شیر و بسی
خون خام از رگ شیران اجم ریخته اند؟
مقسم بخت و سعادت ز غبار در اوست
روشنان فلک آنجا به قسم ریخته اند
علم و کسوت فقرش که قبای ملکی است
قدسیان روح بر آن نقش علم ریخته اند
چمن مجلس او بین که شجرهاش به طبع
میوه از خاصیت باغ ارم ریخته اند
تیغ و تیزش ز شعاع خود و از حلق عدو
تا دم چشم فلک چشمه درم ریخته اند؟
ابر گشتند که در معرکه از ضربت و عکس
قطره صاعقه بر خصم دژم ریخته اند
در مقامی که ز کلکست به غم یافت همی
روشنان فلکی آنچه ز خم ریخته اند؟
اثرش پیش عدو ریخت خورش پیش طیور
پیل از ناحیه بیت حرم ریخته اند
در صبوح ازل آنجا که می بزم وجود
در خط لوح ز سعد آنچه قلم ریخته اند؟
عمر عمرش چو چشیدند می بخت ز جام
جرعه جام بر اسکندر و جم ریخته اند؟
کامگارا دل و طبع تو به ثنایی بر ما
زایر الحاج همه عاریه کم ریخته اند
کلک و دستت چو دو مرغند که در برگ سخا
در و دینار ز منقار و شکم ریخته اند
گه نحوس ازل و گاه سعادت آید
در اشارات تو بر خصم خدم ریخته اند
گرچه بر خصم فنا ریخته اندر سر کین
بر دل و عیش، دل و عافیه ام ریخته اند؟
باز گرگ از اثر بأس تو در شیوه صلح
خجلت و ناب بر گرگ و غم ریخته اند؟
جود و بذل از قلم تو چو طبیبی است سقیم
از زر و لخلخه ای رفع سقم ریخته اند
نایب دست تو شد طبع و دلم زان یکسال
در بیضا به صدفخانه رقم ریخته اند
تحفه طبع گزین نو غزل امروز به مهر
که غزالان طرب ساز نغم ریخته اند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف شب خاصی میپردازد که در آن ظلم و ستم به شدت نمایان است و دعاها و شکرگزاریها نیز به همراه خون و اشک ریخته میشود. شاعر از احساس سوختن و غم ناشی از ظلم و ناعدالتی صحبت میکند و به قدرت و عظمت افرادی که در برابر ظلم ایستادهاند، اشاره میکند. او از مظاهر عشق و ارادت به خداوند و یاری و رحمت او میگوید و به توفیقاتی که نصیب افرادی شده، میپردازد. در نهایت، شاعر پیامی از عزم و اراده در برابر ظالمین را منتقل میکند و بر اهمیت دعای جمعی و اتحاد در مواجهه با ستم تأکید دارد.
هوش مصنوعی: این شب، شبی عجیب و غمانگیز است که ظلم و ستم در آن به حدی رسیده که همچون خون بر زمین ریخته شده، در حالی که دعا و نیکوکاری مانند شکر بر سر این ظلم سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: موکب بزرگی فرا رسید و برای آن شکرگزاری به راه تقدیر انجام شده، گویی که آب خوشی از صد جشن و عید در حرم ریخته شده است.
هوش مصنوعی: لشکری از ظلم در سحرگاه، به صورت غافلگیرانه و با دعاهای مستجاب به میدان آمدهاند و در حال تضعیف نیروی خود هستند. صدای طبل و پرچمهایشان به زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: امشب به قدری در جرم خانه من شلوغ است که به نظر میرسد در هر گوشهاش داستانها و رازهای فراوانی وجود دارد که هیچکدام به خوبی شکل نگرفتهاند و در هم ریختهاند.
هوش مصنوعی: خداوندا، به این دلسوختگان نگاهی کن که از دل شکستهشان ناراحتی و اندوه را به سوی دشمنان ریختهاند.
هوش مصنوعی: نفس شهابوار من از گنبد فیروزهای که دل را در بر دارد، در شش گوشه جهان دیوانگی را پراکنده کرده است.
هوش مصنوعی: گرچه در آسمان پردهای از ابر وجود دارد و آتش سوزان در دل چشمه وجود دارد، اما باز هم با وجود این، آب به آرامی به سمت آن میریزد.
هوش مصنوعی: آسماننشینان برای هر دلی که سوخته و آزرده است، دارویی از لطف و محبت در ظرفی گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: خشک و بیآب و علف بودن دشت ندم باعث شده تا مردم برای پیدا کردن آرامش و نعمت، به جوشش و خضوع در برابر آب بپردازند.
هوش مصنوعی: سیف دین قطب، فردی با افتخار و سعادت است که ستارههای سعادت بر او سایه افکندهاند و در عظمت او، از بلندی منزلتهایش، همگان خبر دارند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر اعتبار و بزرگیاش، هفت آینه به عنوان نماد جلال و شکوه در ورودی چادرش آویزان کردهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر فردی با فکر و تدبیر خود به موفقیت و عظمت برسد، باید مانند خورشید و ماه، نشانههای روشنایی و خیر را به دیگران بشارت دهد. همچنین، با وجود ظلم و ستم، میتوان زیباییها و نعمتهای زندگی را در کنار همدیگر قرار داد، همچون آب و آتش که در کنار هم وجود دارند.
هوش مصنوعی: صدای مهیب او، مانند زلزلهای است که از آن، خون زیادی از رگهای شیران سرزمین اجْم ریخته شده است.
هوش مصنوعی: سرنوشت و خوشبختی انسان تحت تأثیر عواملی است که در عالم هستی وجود دارد. در حقیقت، ستارههای آسمان در آنجا به نوعی قسمت و نصیب را تعیین کردهاند.
هوش مصنوعی: علم و لباس فقر، همچون جامهای با عظمت و ملکوتی است که فرشتگان بر آن نشان علم و دانش را افکندهاند.
هوش مصنوعی: نگاهی به چمنزار او بنداز که درختانش با طبیعت خود میوههای خاصی از باغ ارم را به زمین میریزند.
هوش مصنوعی: تیغی که به شدت درخشان است، از نور و انرژی خود سرچشمه میگیرد و دشمنان را تا دوردستها و حتی تا آسمان تحت تأثیر قرار میدهد، به گونهای که قطرات گوهر از آن سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: ابرها به هم جمع شدهاند تا در جنگی که در حال وقوع است، با شدت و قدرتی به مانند ضربه و درخشندگی قطرههای صاعقه بر دشمنان خشمگین ببارند.
هوش مصنوعی: در جایی که قلم تو به خاطر غم، نوری را به وجود آورده است، آیا آن روشناییهای آسمانی میتوانند آنچه از خمِ شراب ریخته شده، مشاهده کنند؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که آثار و نشانههای قدرت و عظمت انسان، در برابر دشمنانش به نمایش گذاشته میشود، مانند خورشید که در برابر پرندگان روشنایی خود را پخش میکند. همچنین، مانند فیل که از سمت بیت الحرم عبور کرده و نشانههایی از بزرگی و شکوه را به جا میگذارد.
هوش مصنوعی: در صبح ازل، جایی که خوشی و شادی وجود دارد، بر روی لوح، چه چیزهایی از خوشبختی نوشته شده است؟
هوش مصنوعی: زمانی که عمرش در تمامیت خود امتحان شد، بخت و اقبالش از جامی که مینوشید به او رو کرد، آیا آن می که به جام اسکندر و جم ریخته شده، به او نیز خواهد رسید؟
هوش مصنوعی: دل و طبع تو با عشق و تمجید ما پر شده است، همچون زائرانی که از همه چیز خالی به زیارت میآیند.
هوش مصنوعی: دست و قلم تو مانند دو پرندهای هستند که در شاخ و برگ بخشش نشستهاند و از نوک و شکمشان پول و ثروت بر زمین میریزد.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات بدبختی از ابتدا و گاهی خوشبختی به سراغت میآید، در خیانت به دشمنان تو، این حالات بروز میکند.
هوش مصنوعی: هرچند که دشمن به زعم خود بر من پیروز شده و کینهاش را بر سرم ریخته، اما من دلم و شادی و آرامشم را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: گرگ دوباره از قدرت و شدت تو در راه صلح شرمنده و ناامید شده است، و غم بر او سایه افکنده است؟
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو مانند دارویی است که به فرد بیمار کمک میکند. این نوع بخشش از زیور و زینتی گرفته شده که به بهبود حال او میانجامد.
هوش مصنوعی: نگاه و احساس من به جای تو به نقش و نگارها مشغول شده و این مدت یک سال در عالم خیال، مانند یک مروارید در صدف، از زیباییها و لطافتهای درونم شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: به تازگی شعری زیبا و دلنشین نوشتهام که امروز به عشق و محبت تقدیم میشود. امروز روزی است که عاشقان و شادان خوشیها و نغمهها را منتشر کردهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
بر زر روی من از اشگ درم ریخته اند
تا رقم زد خط رخسار ترا کاتب صنع
عاشقان روح بر آن شکل رقم ریخته اند
نیل خط و بقم روی تو در دور سرشگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.