به بازی عشق میبازم، سر بازار سر بازم
ره مردان صفا سازم، سر بازار سر بازم
به میدان اسپ تازم، توئی واقف نه از رازم
چنین نازیست می نازم، سر بازار سر بازم
زجام عشق می خودرم، ز هستی خویش خود مردم
سعادت گوی خود بردم، سر بازار سر بازم
بمستی از چنان مستم، ز عالم دست خود شستم
ز شوق جان چنان مستم، سر بازار سر بازم
منم یاری چنان مستم، ز این و آن همه رستم
کمر خود را چنان بستم، سر بازار سر بازم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حالتهای ناشی از آن است. شاعر از بازی عشق و شور و نشاطی که از آن به دست میآورد سخن میگوید. او به میدان عشق میرود و در آنجا خود را غرق در لذت و مستی میبیند. شاعر به طور خاص به کنشها و حسهای خود اشاره میکند و بیان میکند که با عشق، از دنیای مادی و هستی خود فاصله میگیرد. در کل، این شعر توصیفی زیبا از شعف و سرخوشی ناشی از عشق و رهایی از قید و بندهای زندگی است.
هوش مصنوعی: در بازی عشق شکست میخورم و در این بازار، با تمام وجودم تلاش میکنم تا در کنار مردان با صفا قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: در میدان عرصهی زندگی وارد میشوم، اما تو از دلایل و اسرار من آگاه نیستی. به همین خاطر با زیبایی و فخر رفتار میکنم، مانند کسی که در بازاری پر از تماشاچیان قرار دارد.
هوش مصنوعی: از جام عشق مینوشم و از وجود خود گذشتهام. بهدنبال خوشبختی هستم که آن را از دست دادهام و در بازار زندگی همچنان در جستجوی آن هستم.
هوش مصنوعی: من از شوق و شادی به حدی مست و سرمستم که دیگر از دنیا و همه چیز بیخبرم. مثل یک باز در میان مردم پرواز میکنم و آزادانه زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من به قدری سرمست و شاداب هستم که احساس میکنم قدرت و شجاعت یک رستم را دارم. در این حالت، با اعتماد به نفس و استقامت در برابر چالشها ایستادهام و آمادهام تا با تمام وجود به میدان بروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.