بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خال
باز ماندم ماورایش قیل و قال
حرف حسنش بردلم واضح بماند
بس نگر دو لب لسانم زین مقال
لعل لب عارض چو گلگون، دلبربا
نیست مثلش در جهان اندر جمال
کس ندیده در جهان با دیده
چونکه دیدم حسن او را باکمال
تاکه دیدم حسن رو را بالیقین
جز جمالش را نه بینم در خیال
عاشق اندر حسن او دائم نگر
تابمانی درجهان خود حسن و خال
براُمید وصل اُو، دل زنده دار
یک زمان گوید ترا باری تعال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند. او از نقش و خال زیبای صورت او شگفتزده شده و در حالی که در افکار خود غرق است، نمیتواند از فکر زیبایی او خارج شود. لبهای معشوقش چون لعل و گل به نظر میرسد و او را از هر زیبایی دیگری در جهان متمایز میکند. شاعر به وضوح بیان میکند که وقتی به زیبایی او نگاه میکند، هیچ چیز دیگری در خیال ندارد و همواره در جستجوی وصال اوست. در نهایت، او از خداوند میخواهد که فرصتی برای دیدن دوباره معشوقش به او عطا کند.
هوش مصنوعی: وقتی بر چهرهی زیبا و نقش و خال او نگاه کردم، در زیبایی او غرق شدم و تمام حواشی و بحث و جدلها را فراموش کردم.
هوش مصنوعی: شاید منظور از این جمله این باشد که زیبایی کلام و سخنان خوب، تأثیر عمیق و روشنی بر دل دارد. در واقع، با وجود اینکه پیام و محتوای این سخنان واضح و روشن است، لبهای من بهقدری تحت تأثیر قرار گرفتهاند که حاکی از این گفتگو هستند.
هوش مصنوعی: لبهای سرخ و زیبا به مانند گل، دلبری نمیکنند که نظیرش در زیبایی در هیچ کجای دنیا وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا مانند من زیبایی او را با این کمال و شکوه ندیده است.
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی چهرهاش را دیدم، با اطمینان فهمیدم که جز زیبایی او در ذهنم چیزی دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عاشق همیشه به زیبایی او نگاه میکند و در دنیا تنها به زیبایی و جذابیت او توجه دارد.
هوش مصنوعی: به امید رسیدن به او، دل را مدتی زنده نگهدار. باری، چندی انتظار میکشد تا به تو نزدیک شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر دگرگون بود حالت پارسال
چونکه دیگر گشت باز امسال حال؟
تیر بودی چون شدهستی چون کمان؟
لاله بودی چون شدهستی چون تلال؟
ای نشاندهیْ دست روز و سال و ماه
[...]
ای جمال دولت ، ای چرخ جلال
وی ز تو افزوده گیتی را جمال
ای سعادت را بصدرت انتما
وی سیادت را بقدرت اتصال
اختران از رای تو جویندنور
[...]
ای به هستی داده گیتی را کمال
ملک را فرخنده هر روز از تو فال
صدر دنیایی و دنیا را به تو
هست هر ساعت کمالی بر کمال
چون وزارت آسمان رفعت شود
[...]
کرده چاهی خشک را در خشک سال
قطرهٔ آب دهانش پر زلال
ای گذر کرده ز حال و از محال
رفته اندر خانهٔ فیه رجال
ای بدیده روی وجهالله را
کین جهان بر روی او باشد چو خال
خال را حسنی بود از رو بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.