گنجور

شمارهٔ ۳ - غزل

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » اشعار محلی
 

گفتی که ممیر وخته مو لبیکمه گفتم

هی هی بخدا خوب تو گفتی مو شنفتم

ای شیر نر عشق‌، تقلای مو پوچه

ای بوده مقدر که بچنگال توبفتم

تا زور دری تیز بزن بازوی صیاد

مو کِفتَرِ جُون سَختُم و آسُون نَمِیُفتُم

گفتم که بپایت نخلد خار و مو امشو

با جاروی مژگون سر راه تو ره رُفتُم

دیشو بخیال صدف سینهٔ صافت

تا وقت سحر مُروِرِیِ اشک مُسُفتُم

همدوش بهارُم مو که هم‌جفتُمُ هم‌طاق

در بی‌طَقَتی طاقُم و با یاد تو جُفتُم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام