آن چه شعله است کزان راهگذار میآید
یا چه برقیست که دایم بهنظر میآید
ظلماتیست جهانگیرکه چون سیل روان
مژده آب حیاتش ز اثر میآید
زادهٔ فکر من است این که پس از چندین قرن
به سفررفته و اکنون زسفر میآید
دیده بگشای و در آغوش بگیرش کز مهر
پسری بر سر بالین پدر میآید
اگر این فتنه گری زان خط سبز است چه باک
خوش بود فتنه گر از دور قمر میآید
پا و سر میشکند راه خرابات ولی
مرد وارسته ازبن راه بسر میآید
ای دل از کو تهی دست طلب شکوه مدار
صبرکن عاقبت آن نخل بهبر میآید
هرکجا بگذرد آن سرو خرامنده بهار
خاک راهش به نظرکحل بصر میآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله زیبایی، زندگی و انتظار پرداخته است. شاعر از تصاویری چون شعله، برق و سیل استفاده کرده و به مفاهیم وجود و ظهور و بارقههای امید اشاره میکند. او به سفر فکری خود در طول تاریخ میپردازد و بیان میکند که در نهایت، آنچه که به انتظار آن بوده، فرامیرسد. در این شعر، عشق و محبت نیز به نمایش گذاشته شده و در نهایت نویسنده به صبر و برداشت مثبت از وقایع زندگی توصیه میکند. او به زیباییهای طبیعت و نقش آن در روح انسان اشاره میکند و در نتیجه، پیامی از امید و انتظار را منتقل میسازد.
هوش مصنوعی: این شعلهای که در حال عبور است چه چیزی است؟ یا این نوری که همواره در دیدرس ماست، چطور نوری است؟
هوش مصنوعی: جهانی پر از ظلمت و تاریکی است که مانند سیلی روان حرکت میکند و بشارت آب حیاتش از نشانههایش نمایان میشود.
هوش مصنوعی: این اثر حاصل تفکر من است و حالا پس از گذشت سالهای زیاد، به بازگشت از سفر مشغول است.
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن و او را در آغوش بگیر، زیرا پسری از عشق بر بالین پدرش میآید.
هوش مصنوعی: اگر این تحریک و آشوب از آن خط سبز باشد، نگران نباشید. جالب اینجاست که فتنهگر از فاصله دوری چون ماه میرسد.
هوش مصنوعی: درست است که برای رسیدن به جایی مانند خرابات، مشکلات زیادی وجود دارد و ممکن است سختیها و دردسرهایی پیش بیاید، اما فردی که خود را از وابستگیها و محدودیتها رها کرده، به سهولت و با آرامش به هدفش میرسد.
هوش مصنوعی: ای دل، از اینکه خالیدست و بیتوفیق هستی، ناامید نشو و عصبانی مشو. صبر کن، چرا که در نهایت آن درختی که انتظارش را میکشی، به بار مینشیند.
هوش مصنوعی: هر جا که آن سرو زیبای خوشحرکت عبور کند، بهار و زیبایی طبیعت در چشمها نمایان میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بازم از دیده در بار گهر میآید
لعلفام است مگر خون جگر میآید
تیر مژگان که زند ترک کمان ابروی من
پیش پیکان وِیَم سینه سپر میآید
هر زمانی که تصور کنم آن روی چو مه
[...]
دم آخر، که مرا عمر به سر میآید
گر تو آیی به سرم، عمر دگر میآید
گر نگریم جگر از درد تو خون میبندد
ور بگریم ز درون خون جگر میآید
منم آن کوه غم و درد، که سیلاب سرشک
[...]
به کف شعله اگر نقد شرر میآید
دل رم کرده ما هم ز سفر میآید
دست پیچیدن و دل بردن و پنهان گشتن
هرچه میگویی از آن موی کمر میآید
چرخ را آه شرربار من از جا برداشت
[...]
اربعین آمد و اشکم ز بصر میآید
گوئیا زینب محزون ز سفر میآید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست
کز اسیران ره شام خبر میآید
جرس از سوز جگر نالدو گوید به ملا
[...]
خبر مقدم علی اصغر ز سفر می آید
لوحش الله که به همراه پدر می آید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.