بهار آمد و رفت ماه سپند
نگارا درافکن بر آذر سپند
به نوروز هر هفت شد روی باغ
بدین روی هر هفت امشاسفند
زگلبن دمید آتش زردهشت
بر او زند خوان خواند پازند و زند
بخوانند مرغان به شاخ درخت
گهی کارنامه گهی کاروند
بهار آمد و طیلسانی کبود
برافکند بر دوش سرو بلند
به بستان بگسترد پیروزه نطع
به گلبن بپوشید رنگین پرند
به یکباره سرسبز شد باغ و راغ
ز مرز حلب تا در تاشکند
بنفشه زگیسو بیفشاند مشک
شکوفه به زهدان بپرورد قند
به یک ماه اگر رفت جیش خزان
ز رود ارس تا لب هیرمند
به یک هفته آمد سپاه بهار
زکوه پلنگان به کوه سهند
ز بس عیش و رامش، ندانم که چون
ز بس لاله وگل، ندانم که چند
به نرگس نگر، دیدگان پر خمار
به لاله نگر، لب پر از نوشخند
چو خورشید بر پشت ابر سیاه
ز که، بامدادان جهاند نوند
تو گویی که بر پشت دیو دژم
نشسته است طهمورث دیوبند
به دستی زمین خالی از سبزه نیست
اگر بوم رستست اگرکند مند
بود سرخ سنبل سراپای عور
به رخ غازه چون لولیان لوند
بودسنبلنوشکفته سپید
چو دوشیزگان سینه در سینهبند
جهان گر جوان شد به فصل بهار
چرا سر سپید است کوه بلند؟
سرشک ار فشاند ز مژگان سحاب
ز تندر چرا آید این خند خند؟
چو برق افکند مار زرین ز دست
کشد نعره تندر ز بیم گزند
ز بالا نگه کن سوی جویبار
پر از خم بمانند سیمین کمند
ز قطر جنوبی برنجید مهر
به قطر شمال آشتی در فکند
وزین آشتی شاد و خرم شدند
دد و دام و مرغ و بز و گوسپند
جز اخلاف بوزینگان قدیم
کزین آشتیها نگیرند پند
ندارند جز خوی ناپارسا
نیارند جز فکر ناسودمند
به فصلی که خندد گل از شاخسار
بهخون غرقه سازند گلگون فرند
نخشکیده خون در زمین حبش
ز اسپانیا بوی خون شد بلند
نیاسود اسپانی از تاختن
برافکند ژاپون به میدان سمند
همی تا چه بازی کند آمریک
همی تا چه افسون دهد انگلند
چه موجی بجنبد ز دریای روم
چه کفکی برآید ز ماچین و هند
اروپا شد از آسیا نامور
وز او آسیا گشت خوار و نژند
نگه کن یکی سوی مرو و هری
نگه کن یکی سوی بلخ و خجند
به ده قرن ازین پیش، مهد علوم
کنون جای بیماری و فقر و گند
عجب نیست گر آسیا یک زمان
به رغم اروپا جهاند نوند
یکی مستمندی بدی پرورد
بترس از بد مردم مستمند
*
*
دریغا کز این دانش و پرورش
اروپا نیاموخت جز مکر و فند
زگفتار خوبش چه حاصل، چو بود
پسندیده قول و عمل ناپسند
کند خانهٔ خویش زبر و زبر
چو دیوانه را درکف افتدکلند
بشر درخور پند و اندرز نیست
وگر برگشایند بندش ز بند!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف بهار و زیباییهای آن میپردازد. بهار با شکوفهها و سبزیهایش به باغها جان میدهد و طبیعت را زنده میکند. پرندگان درختان را پرصدا کرده و از خوشحالی سرود میخوانند. با ورود بهار، رنگینکمانی از گلها در طبیعت پخش میشود و دنیا به شکوفایی میرسد.
اما در عین حال، شاعر به نگرانکنندههای اجتماعی نیز اشاره میکند. او به اختلافات و جنگها در دنیا، بهویژه در آسیا و اروپا، انتقاد میکند و بر این نکته تأکید دارد که انسانها از درسهای گذشته عبرت نمیگیرند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بشر هنوز در جهت درست حرکت نمیکند و نیاز به پند و اندرز دارد.
شعر ترکیبی است از زیباییهای بهار و تلخیهای انسانی، که به تضاد بین طبیعت زیبا و مسائل اجتماعی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: بهار رسید و گذشت، ای ماه زیبای سپند، بر آتش سپند افکن.
هوش مصنوعی: در نوروز، هر هفت روز، صورت باغ زیبا میشود و هر هفت روز از امشاسفند به همین دلیل است.
هوش مصنوعی: از دل گل، آتش شعلهور شد و زردوشتی بر او فریاد زد و آواز خواند.
هوش مصنوعی: پرندگان بر شاخه درخت میخوانند و گاهی زندگی خود را به نمایش میگذارند و گاهی به فخر و bragging از دستاوردهای خود میپردازند.
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و گلهای زیبا و رنگارنگی بر روی درختان سرو بلند به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: در باغی زیبا و پر از گل، سفرهای رنگارنگ و خوشرنگ گسترده شده است. پرندگانی با رنگهای زیبا بر این سفره نشستهاند و جلوهگری میکنند.
هوش مصنوعی: باغ و زمین به طور ناگهانی از مرز حلب تا در تاشکند سرسبز و سرشار از زندگی شدند.
هوش مصنوعی: گل بنفشه عطرش را همچون مشک پراکنده میکند و شکوفهها در دل خود شکر را پرورش میدهند.
هوش مصنوعی: اگر یک ماه از خزان بگذرد، آب رود ارس تا لب هیرمند کاهش مییابد.
هوش مصنوعی: در یک هفته، نیروهای بهار از کوههای مرتفعی که مانند اختاپوس هستند، به کوه سهند آمدند.
هوش مصنوعی: از شدت شادی و خوشی، نمیدانم چه بگویم. مثل این است که از فراوانی لاله و گل، نمیدانم چه تعداد وجود دارد.
هوش مصنوعی: به گل نرگس نگاه کن که چشمانش پر از می است، و به گل لاله نظر کن که لب هایش پر از خنده و شادابی است.
هوش مصنوعی: همچون خورشید که در پس ابرهای تیره پنهان است، صبحگاهان، بر جهان میتابد و نور میافشاند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شخصی فوقالعاده قدرتمند و با نفوذ بر روی موجودی ترسناک و نیرومند نشسته است، به گونهای که این تصویر نمایانگر شکوه و عظمت اوست.
هوش مصنوعی: هر زمینی که خالی از سبزه و گیاه باشد، نشاندهنده این است که کسی در آنجا با تلاش و کوشش، زمین را آباد نکرده است. در واقع، اگر زحمت کشیده شود، حتماً نتیجه و برکت آن دیده خواهد شد.
هوش مصنوعی: سنبل سرخ که نماد زیبایی و جذابیت است، به مانند لولیان خوشپوش و باوقار، جلب توجه میکند و در میان عور، به زیبایی خود میافزاید.
هوش مصنوعی: سنبلهای تازه شکوفا و سپید مانند دختران جوانی هستند که دلهره و زیباییشان در سینه نهان است.
هوش مصنوعی: اگر جهان در بهار جوان و سرزنده است، پس چرا قلههای کوه هنوز سفید و پوشیده از برفاند؟
هوش مصنوعی: اگر اشک از چشم ببارد، مانند ابر از آسمان، پس چرا این خنده از تندر به وجود میآید؟
هوش مصنوعی: زمانی که مار زرینی مانند برق از دست برود، تندر با نعرهای به صدا درمیآید تا از خطر او بترسد.
هوش مصنوعی: به بالا نگاه کن به سمت جویباری که پر از خمیدگیهایی است شبیه به سیمی که در حال پیچ خوردن است.
هوش مصنوعی: از طرف جنوب، خورشید از دست رفته و در طرف شمال، آشتی و آرامش برقرار شده است.
هوش مصنوعی: از این آشتی، جانوران وحشی و اهلی، پرندگان، بزها و گوسفندان خوشحال و شاداب شدند.
هوش مصنوعی: تنها فرزندان بوزینگان قدیم هستند که از این آشتیها درس نمیگیرند.
هوش مصنوعی: آنها هیچ ویژگی خوبی ندارند و فقط به افکار ناپسند و بیفایده خود مشغولند.
هوش مصنوعی: در فصلی که گلها از درختان لبخند میزنند و زندگی را جشن میگیرند، برخی باعث میشوند که این زیبایی با رنگ خون آغشته شود.
هوش مصنوعی: خون های نخشکیده در زمین حبش، با بوی خون از اسپانیا به فضا بلند شده است.
هوش مصنوعی: اسب اسپانی از شدت نبرد خسته نمیشود و به میدان جنگ ژاپون میتازد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آمریکاییها چه نقشهها و دسیسههایی داشته باشند و انگلیسیها چه ترفندهایی به کار ببرند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و عظمت دریاها اشاره دارد و از قدرت و زیبایی امواج دریاهای مختلف سخن میگوید. دریای روم و دریاهای ماچین و هند به عنوان نمادهایی از مکانهای دور و ناشناخته به تصویر کشیده شدهاند، که همگی جلوههایی از طبیعت و شگفتیهای آن را نشان میدهند. همچنین، این اشاره به تعاملات فرهنگی و جغرافیایی میان مناطق مختلف دنیا دارد.
هوش مصنوعی: اروپا از آسیا مشهور شد و به همین دلیل آسیا بیارزش و ذلیل گردید.
هوش مصنوعی: به دور و برت نگاه کن، یک طرف به مرو و هری و سمت دیگر به بلخ و خجند.
هوش مصنوعی: ده قرن پیش، جایی که دانش و علم در آن رواج داشت، اکنون به مکانی برای بیماری، فقر و ناپاکی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر روزی آسیا به رغم اروپا، دنیا را تسخیر کند و به پیشرفتهای چشمگیری دست یابد.
هوش مصنوعی: یک فرد نیازمند و بیچارهای وجود دارد که در دلش به بدیهای دیگران فکر میکند. باید از بدیهایی که دیگران نسبت به قشر نیازمند دارند، بترسی.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تلاش و زحمت فردی میپردازد که در مسیری دشوار قدم گذاشته و با وجود سختیها، امید و ارادهاش را حفظ کرده است. او با پشتکار و عزم راسخ، به دنبال هدفش است و از موانع نمیهراسد. در این مسیر، او به ارزش صبر و استقامت پی برده و میداند که در نهایت به موفقیت خواهد رسید.
هوش مصنوعی: افسوس که از این علم و تربیت اروپایی فقط حقه بازی و فریبکاری آموختیم.
هوش مصنوعی: هرچند سخنان او زیبا و دلنشین است، اما وقتی کارها و رفتار او ناپسند باشد، هیچ سودی از این سخنان نیست.
هوش مصنوعی: چنان که دیوانه وقتی به زمین میافتد، خانهاش را به هم میریزد و خراب میکند، انسان نیز ممکن است در شرایط خاصی دچار آشفتگی و هرج و مرج شود و به تخریب دنیای خود بپردازد.
هوش مصنوعی: انسان به راحتی نمیتواند از پند و نصیحت بهرهمند شود و حتی اگر او را از محدودیتها آزاد کنید، باز هم تغییر چندانی در او به وجود نخواهد آمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ببادافره جاودان کردمند
به دوزخ بماند روانش نژند
از اویی به هر دو سرای ارجمند
گسسته خرد پای دارد به بند
برو جست عذرا چو شیر نژند
بزد دست و چشم ادانوش کند
فگنده به لولو بر از لاله بند
پراگنده بر سرو سیمین کمند
نه هم قیمت لعل باشد بلور
نه همرنگ گلنار باشد پژند
بپیچد دلم چون ز پیچه بتم
گشاید بر غم دلم پیچه بند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.