وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِباساً
گفتم ای آدمی جهدی کن تا از التباس بیرون آیی. آخر از خاک، پلیتهٔ کالبدت را و از آب، روغن او ساختند، و هر دو را ترکیب کردند و آذرکی از نور علّیین که روح است در وی گرانیدند؛ چندان جهدی بکن که همه کالبد تو نور گردد. چنانکه آن آتش، پلیته و روغن را بسوزاند و نور گرداند، امّا آن نور سازوار باشد. چنانکه کرم پیله اگر چه وَرخَج مینماید، امّا یک ریزه لعاب او را ابریشم گردانیدند، همچنان چون کالبد تو نور گردد همه اجزای تو ابریشم شود و حریر شود.
باز لباس شب را اگر چه تاریک نماییم، و لکن روشنایی از وی بیرون آریم. از تلّ مشک شب که تل ریگ روان را ماند ببین که چگونه شکوفهٔ روز میرویانیم. باش تا از تل خاک گورستان تو شکوفهٔ قیامت و حشر را ببینی که چگونه پدید آریم. چنانکه سیاهیِ دیدهات که دل لاله را ماند و سپیدیش که نرگس را ماند. چنانکه روز گرد شب بود، سپیدی چشم که گرد سیاهی چشم است به آن ماند. بر تل تنت این چنین شکوفه پدید آوردیم، تا شکوفهٔ جهان را نظاره میکند. امّا راحت در سیاهی نهادیم و سپید را معطّل از راحت کردیم. همچنان نخست پرده شب را فروگذاریم و راحت را در عالم مشاهده بدیشان رسانیم، باز چون لباس شب را بگسترانند، شبِ هندووَش را بفرستیم تا آینهٔ حقیقت را از زنگار رنج بزداید و به غلاف کالبدها بازآرد. امّا صوفیان و مخلصان حقایق ترک آن لباس گویند و به زاویه روند از عالم غیب و به عبادت مشغول شوند.
وَ النَّوْمَ سُباتاً
ماه و آفتاب و ستارگان حواس را از افلاک سر ایشان فروریختیم و کالبدها را بر عرصه جهان چون گل تر بینداختیم، آنگاه این ندا در دادیم که: « لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ»
ملوک که حافظ بلاد اللّهاند کجا شدند؟ سلاطین که ناصر عباداللّهاند در چه کاراند؟ ارباب عقل و کیاست چه تدبیر میسازند؟ ببین که همه را بیکار کردیم و جهان باقی ماند ما را که وَ لِلَّهِ مِیراثُ السَّماواتِ وَ الأَْرْض .
باد میوزانیم و نبات میرویانیم و آب میرانیم، یکانیکان متعبّدان و مستغفران به اسحار ادریسوار جواب میگویند: « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»
اکنون این متقاضیان سهل و لطیف را پیشپیش میفرستند و حقوق تعظیم میطلبد تا اگر در اینجا مماطله رود، موکل قوی حال قیامت را فرستد تا نفخ اسرافیل چون نفس صبحدم پدید آید و همه زنده گرداند که «وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً» « أَرْسَلَ الرِّیاحَ بُشْراً بَینَْ یَدَیْ رَحمِتهِ »
و نیز ریاح روح را وزان کرده است تا مبشّر راحت آن جهانی باشد. ساقی باد را ببینی که درآمده باشد و مجلس را میآراید و اشتران ابر را پر از شراب آب کردهایم و به محبوسان عالم میفرستیم تا تازه شوند و هیچ ثقل و نجاست در ایشان نباشد. چون این مردگان را بادی و ابری باشد و موکّلان فرشتگان بسبب آن ایشان را زنده میگرداند، عجب ابری و بادی و فرشتگان دیگر ندارد تا همه اختیارات مرده را زنده گرداند؟
یوسف علیه السلام در چاه میگفت که آنکس که رَحِم را بر من رحم داد، چاه را بر من رحیم تواند کردن. همچنانکه یوسف را از راه چاه به مُلک رسانید و نزد یعقوب رسانید، اطفال مسلمانان را از راه لحد به پادشاهی بهشت میرساند و مادر و پدر را به وی رساند
و اللّه اعلم.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم تاریکی و روشنایی در زندگی انسان میپردازد. نویسنده با اشاره به اینکه شب لباس تاریکی است، به انسانها توصیه میکند که تلاش کنند تا از این تاریکی بیرون بیایند و به نور تبدیل شوند. او از بهوجود آمدن روح از ترکیب خاک و آب صحبت میکند و به اهمیت نور روحانی در وجود انسان اشاره دارد.
نویسنده همچنین به ما یادآوری میکند که طبیعت، بهویژه شب و روز، شامل زیباییها و نشانههای الهی است. او به نقش صوفیان و مخلصان در جستجوی حقایق و عبادت در این عالم اشاره میکند و بر این باور است که انسان با رسیدن به نور الهی میتواند به کمال برسد.
متن به بحث درباره قیامت و اینکه چگونه انسانها در آن روز زنده میشوند، میپردازد و نقش فرشتگان و طبیعت در این فرآیند را توضیح میدهد. نویسنده به داستان یوسف اشاره کرده و خلاصه میکند که خداوند میتواند انسانها را از مرگ به زندگی و از ظلمت به نور برساند.
هوش مصنوعی: اوست که شب را برای شما همچون پوششی قرار داده است.
هوش مصنوعی: ای انسان، تلاش کن تا از گیجی و سردرگمی خارج شوی. بدانی که جسم تو از خاک و آب ساخته شده و ترکیبی از هر دو است، سپس روحی که نورانی است به آن افزودهاند. پس تمام سعیات را بکن تا بدنت مثل نور درآید. مثل اینکه آتش میتواند چربی و خاک را بسوزاند و نور ایجاد کند، این نور هم باید خاصیت خاصی داشته باشد. مانند کرم ابریشم که اگرچه زیباست، اما از مایعی که دارد، ابریشم تولید میکند. به همین ترتیب، اگر بدن تو نورانی شود، تمام اجزای تو تبدیل به چیزی لطیف و زیبا خواهد شد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه لباس شب را تاریک نشان میدهیم، اما میتوانیم از آن نور و روشنایی خارج کنیم. مانند تپهای از مشک شب که شبیه تپههای شن روان است، میبینیم که چگونه شکوفههای روز را به وجود میآوریم. بمان تا از تپهی خاک قبرستان تو شکوفههای قیامت و روز محشر را ببینی که چگونه نمایان میشوند. مثل اینکه سیاهی چشمانت به رنگ دل لاله است و سفیدیاش به رنگ نرگس. مانند روز که گرد شب میگردد، سفیدی چشم که به سیاهی میچرخد به همین ترتیب است. بر روی تن تو نیز چنین شکوفههایی ایجاد کردهایم تا جهان را تماشا کند. اما راحتی در سیاهی قرار دادهایم و سفیدی را از راحتی محروم کردهایم. بنابراین، در ابتدا پردهی شب را کنار میزنیم تا راحتی را در عالم مشاهده به آنها برسانیم. اما وقتی لباس شب را گسترش میدهند، شب هندووش را میفرستیم تا زنگار رنج را از آینهی حقیقت بزداید و به قالب بدنها برگرداند. اما صوفیان و مخلصان حقایق، آن لباس را ترک کرده و به گوشهای میروند تا از عالم غیب بهرهمند شوند و به عبادت مشغول شوند.
هوش مصنوعی: و خواب، حالتی از آسودگی و آرامش است.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید و ستارگان را از آسمان پایین آوردیم و جسمها را بر زمین مانند گل تازه قرار دادیم، سپس این صدا را بلند کردیم که: «مالک این روز کیست؟»
هوش مصنوعی: ملوک که حافظ سرزمینهای خدا بودند کجا رفتند؟ سلاطین که یاریدهنده بندگان خدا هستند در چه وضعیتیاند؟ دانایان و تدبیرکنندگان چه برنامهای دارند؟ مراقب باش که همه این افراد بیکارماندهاند و دنیا همچنان باقیمانده است، چون وراثت آسمانها و زمین از آن خداست.
هوش مصنوعی: ما در حال وزیدن باد و رویاندن گیاهان هستیم و آب میرانیم. در این میان، جمعی از بندگان و طلبکاران خدا در سحرگاهان، با حالتی شگرف و بر اساس آموختههایشان پاسخ میدهند: «برای خداوند یکتای قهار»
هوش مصنوعی: اکنون این افراد صلحجو و لطیف را در پیش میفرستند و درخواست میکنند که احترام و توجه خاصی به آنها شود، تا اگر در اینجا تاخیری صورت گیرد، موکل قوی و متدین را بفرستند تا به مانند دمیدن صبح، نفخ اسرافیل به صدا درآید و همه زنده شوند، زیرا «روز را به عنوان روز قیامت قرار داده است» و «بادها را به عنوان بشارت پیشاپیش رحمت خود فرستاده است».
هوش مصنوعی: و همچنین بادی که روح را به حرکت درمیآورد، به عنوان مژدهدهندهای برای آسایش آن جهان خدمت میکند. گویی ساقی بادی را میبینی که وارد میشود و مجلس را زیبا میکند و ابرها را پر از شراب آب کردهایم و به زندانیان دنیا میفرستیم تا زندگی جدیدی پیدا کنند و هیچ سنگینی و آلودگی در آنها نباشد. هنگامی که برای این مردگان بادی و ابری بیفتد، فرشتگان به واسطهٔ آنها را زنده میکنند. شگفتانگیز است که این ابر و باد و فرشتگان دیگر توانستهاند تمام اختیارات مردگان را به حیات بازگردانند؟
هوش مصنوعی: یوسف در چاه به این نکته اشاره میکرد که همانگونه که خداوند در آن شرایط دشوار به او کمک کرده است، میتواند حتی در چاه هم به او رحم کند. همانطور که یوسف با کمک خداوند از چاه به مقام بلند و نزد پدرش یعقوب رسید، خداوند نیز میتواند فرزندان مسلمان را از لحد (قبر) به بهشت برساند و آنها را به والدینشان ملحق کند.
هوش مصنوعی: و خداوند داناتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.