ای رسته از شکفتگی قد و خد تو
بر طرف باغ گل، به لب جویبار سرو
امروز، از نهال تو ریزان بر کرم
در هیچ عهد اگر چه نیاورده بار سرو
سال گذشته، رفت سخن اینکه سالهاست
تا برگرفته سایه ی خود زین دیار سرو
گفتی که: باغبان من آن نخل بند چین
در صحن باغ کاشته پیرار و پار سرو
آید بخنده چون ز سرشک سحاب گل
آید برقص چون ز نسیم بهار سرو
زان سروها، روان کنمت شانزده نهال
کاندر میان باغ، کشی در کنار سرو
غافل که بر سرم نفتد سایه از یکی
گر سرکشد ز گلشن گیتی هزار سرو
بودم خلاصه، بر سر یک پا ز شوق من
کآورد باغبان بهشتم سه چار سرو
کشتم بدست خود همه را جابجا، ولی
دیدم که مانده خالی چای چهار سرو
منهم، سه چار بیت ز سروت بلندتر
کردم روان، که ماند از آن شرمسار سرو
تا پرتو افگند بتموز و دی آفتاب
تا سایه گسترد بخزان و بهار سرو
روز و شبت، ز جام می و شاهدان مست
در دست آفتاب بود، در کنار سرو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و شگفتی یک سرو در باغ اشاره دارد و احساس شاعر را نسبت به آن بیان میکند. شاعر از قد و قامت سرو در کنار جویبار و گلها صحبت میکند و به یادآوری سالهای گذشته و سایهای که سرو بر سر او داشته است، میپردازد. همچنین، به باغبان و نخلهای کاشته شده اشاره شده و اینکه چگونه سرو به شادی و رقص میآید. شاعر به این نکته میپردازد که با تمام تلاشها، هنوز هم حس میکند که فضای باغ خالی است و یادآوری میکند که خود نیز سرودههایی سروده که از زیبایی سرو بلندتر است. در نهایت، او به لذت روزها و شبهایش در کنار این سرو میاندیشد.
هوش مصنوعی: تو که در بلندی و زیبایی مثل گلهای باغی، کنار جویبار به زیبایی و طراوت ایستادهای.
هوش مصنوعی: امروز، از جوانه تو بر زمین افتاده است، هرچند که در هیچ زمانی بار درخت سرو را به ثمر نرسانده است.
هوش مصنوعی: در سالهای گذشته، صحبت از این است که سالهاست که سایهاش از این سرزمین رفته و دیگر خبری از آن سرو نیست.
هوش مصنوعی: تو گفتی که باغبان من آن درخت نخل را که در باغ کاشته، پیوسته در حال کار و مراقبت است و همچنین در کنار آن، سروهای جوان و زیبا نیز رشد کردهاند.
هوش مصنوعی: گلها با خوشحالی میآیند همانطور که باران از ابر میبارد و سروها همچون نسیم بهاری، به رقص درمیآیند.
هوش مصنوعی: از آن درختان، تو را به جایی میبرم که در میان باغ، با شانزده نهال، در کنار درخت سرو قرار دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که غافل از این هستم که بر من سایهای نیفتد، حتی اگر از میان هزاران درخت سرو به اوج برسد. در واقع، شاعر اشاره دارد به این که حتی اگر کسی از زیباییهای جهان بر سر من بیفکند یا درخشش و رونقش بیشتر شود، باز هم من از آن غافل هستم.
هوش مصنوعی: من به خاطر شوقی که داشتم، به صورت مختصر ایستاده بودم، چرا که باغبان بهشت را با سه یا چهار سرو برایم به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: من همه را با دستان خود جا به جا کردم، اما دیدم که در نهایت چای چهار فنجان همچنان روی میز باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من هم تعدادی شعر درباره قامت بلند تو نوشتم که باعث شرمندگی تو شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که آفتاب نورش را میپراکند و به این ترتیب، سایه درخت سرو در فصول خزان و بهار گسترده میشود.
هوش مصنوعی: روز و شب تو با نوشیدن شراب و همراهی معشوقان مست، در کنار درخت سرو زیر نور آفتاب سپری میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای چون قدت نخاسته در جویبار سرو
نارُسته چون تو در چمن روزگار سرو
سروِ پیاده در چمنِ باغ دیدهاید
چون تو چمن ندید و نبیند سوار سرو
ناممکن است و ممتنع این خود که هم چو تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.