فریاد ز زال چرخ کز جور
رحمش نامد بجان کلثوم
نومیدش کرد از جوانی
آه از سرو جوان کلثوم
از آتش کینه اش برافروخت
تب در تن ناتوان کلثوم
ناگاه وزید صرصر مرگ
در ساحت بوستان کلثوم
از دم سردیش زعفران زار
شد دسته ی ارغوان کلثوم
شد همسر حوریان جنت
آمد چو بسر زمان کلثوم
تاریخ وفات گفت آذر:
«در سدره بود مکان کلثوم»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، از غم و درد کلثوم، دختر رستم، سخن گفته میشود. او با سختیها و جور روزگار روبروست و ناامید از جوانی خود میشود. آتش کینهای که در دل دارد، بر جان ناتوانش تاثیر میگذارد و در نهایت مرگ به سراغش میآید. درختان و باغ او در اثر غم خشک میشوند و او به جمع حوریان بهشت میپیوندد، در حالی که تاریخ وفاتش در آذر ذکر شده است.
هوش مصنوعی: زال به خاطر ظلم و ستمی که به کلثوم شده، به شدت ناله و فریاد میزند.
هوش مصنوعی: از جوانی ناامیدش کرد، آهی که از این سرو جوان کلثوم برآمد.
هوش مصنوعی: کلثوم که به خاطر کینه و نفرتی که در دل دارد، دچار تب و بیماری میشود و این حالش ناشی از آتش درونی اوست.
هوش مصنوعی: ناگهان، نشان مرگ به شدت و ناگهانی در باغ کلثوم وزیدن گرفت.
هوش مصنوعی: به خاطر خنکای دمش، زعفران به شکوفه نشسته و دستهای از گلهای ارغوانی شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: به زوجی از حورهای بهشتی درآمد و مانند زمان کلثوم (زنان برجسته و زیبا) به ظهور رسید.
هوش مصنوعی: آذر خبر از مرگ خود میدهد و میگوید که جایگاه کلثوم در درخت سدره بوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.