گنجور

 
آذر بیگدلی

خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد

آن یار نیست کش یار از یاد رفته باشد

با آنکه کشت خود را، از عشق خسرو، اما

مشکل ز یاد شیرین، فرهاد رفته باشد

ذوق اسیری آن مرغ داند که از پی صید

روزی بآشیانش، صیاد رفته باشد

تا کی جفا، ز روزی اندیشه کن که ما را

تا آسمان ز جورت فریاد رفته باشد

صیاد مهربانی، آذر گمان نبردم

کآنجا که صیدش از پا افتاد، رفته باشد

 
 
گوهر
صائب

دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد

خوابی که از خیال است از یاد رفته باشد

از جمع و خرج هستی چون حاصلی نداریم

اوراق زندگانی بر باد رفته باشد

هرکس که زندگی را در بندگی سرآورد

[...]

فیض کاشانی

خوش آن‌که هستی من بر باد رفته باشد

سر تا به پای خویشم از یاد رفته باشد

ای دوست با من زار میکن هر آنچه خواهی

سهل است بر اسیری بیداد رفته باشد

گر در هوای وصلت صد خرمن وجودم

[...]

حزین لاهیجی

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را

روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت

[...]

فتحعلی‌شاه

هر کس ز کوی جانان دلشاد رفته باشد

او را غم دو عالم از یاد رفته باشد

امروز بوی عنبر آید ز باد هردم

گویا شمیم زلفش بر باد رفته باشد

از ساکنان گردون زاین سان فغان چو آمد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه