حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
این حدیثی است که تا هست نفس خواهم گفت!
برد صیادم ازین باغ و ز بیمهری گل
حرفها دارم و در کنج قفس خواهم گفت
تا نماند بسر کوی تو جز من دگری
قصه ی جور تو با اهل هوس خواهم گفت
حال خود، کز پی آن قافله سرگردانم؛
چون بگوشم رسد آواز جرس خواهم گفت
کنم آذر گله از دشمن اگر بینم دوست
نیست گل ورنه دل آزاری خس خواهم گفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود در مورد عشق و دلتنگی سخن میگوید. او میگوید که هر جا برود و با هر کسی که باشد، از دغدغهها و دردهایش خواهد گفت. او از بیمهری معشوق و احساس زندانی بودن در عواطفش سخن میگوید و میافزاید که تا کسی غیر از او در کوی محبوب نباشد، داستان ظلم و جور معشوق را برای دیگران بازگو خواهد کرد. همچنین، شاعر از سرگردانی و جستجوی خود در زندگی صحبت میکند و اشاره میکند که اگر دوست و محبت وجود داشته باشد، از دشمنان و غمها شکایت خواهد کرد. در نهایت، او بیان میکند که دلش پر از احساسات است و نمیتواند ساکت بماند.
هوش مصنوعی: من در هر جایی و با هر کسی از کلام تو سخن خواهم گفت و این یک حقیقت است که تا زمانی که زندگی میکنم، آن را مطرح خواهم کرد.
هوش مصنوعی: صیاد من را از این باغ برده و از بیمهری گلها شکايت دارم. در کنج قفس، حرفهای خودم را خواهم گفت.
هوش مصنوعی: تا وقتی که در کوی تو هیچکس جز من باقی نماند، داستان بیعدالتیهای تو را به اهل هوس خواهم گفت.
هوش مصنوعی: حال من به گونهای است که در پی قافلهای سرگردان هستم؛ وقتی صدای زنگ جرس به گوشم برسد، قصد دارم حرفی بزنم.
هوش مصنوعی: اگر ببینم که دوستی در کنارش نیست، از دشمنانم شکووه میکنم، ولی اگر در کنار دوستم باشد، حتی از خس و زحمت هم چیزی نمیگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.