گنجور

 
عطار

درگذر از چار خصلت زینهار

تا نسوزد مر ترا بسیار نار

لذت عمرت اگر باید به‌دهر

باش دایم بر‌حذر از خشم و قهر

چون نگردد خَلق با خوی تو راست

گر به خوی مردمان سازی روا‌ست

ای برادر تکیه بر دولت مکن

یاد دار از ناصح خود این سخن

سود نکند گر گریزی از قضا

هر چه می‌آید بدان می‌ده رضا

زانکه حاصل نیست دل خرسند دار

گوش دل را جانب این پند دار

هر که او با دوستان یکدل بود

جمله مقصود دلش حاصل بود

 
sunny dark_mode