گنجور

در صفت کتاب گوید

 
عطار
عطار » اشترنامه
 

گوش کن ای هوشمند راز بین

در حقیقت خویشتن را باز بین

گفتهٔ بیهوده را چندین مخوان

مرکب بیهودگی چندین مران

چشم دل را بر یقینت باز کن

مجلسی دیگر ز نو آغاز کن

پیر و درد دل عطّار شو

از هزاران گنج بر خوردار شو

در جهان قدس هر دم میخرام

تا شود کارت همه یکسر تمام

برگذر از ننگ خاص و عامه را

گوش کن مررمز اشترنامه را

این کتابی دیگرست از سرّ راز

دیدهٔ اسرار بین را، کن تو باز

گر رموز این، میسّر آیدت

کاینات اینجایگه، بنمایدت

طرز و طرحی دیگرست این پر رموز

نارسیده دست کس بروی هنوز

بوی این گر هیچ بتوانی شنود

گویی از کونین بتوانی ربود

هرچه تصنیف کسانی دیگرست

همچو طفل شیرخوار مادرست

گر کسی را فهم این حاصل شود

دیر نبود کو درین واصل شود

منطق الطیرم زبانی دیگرست

مرغ آن از آشیانی دیگرست

من مصیبت نامه را بگذاشتم

مغز آنست این کزان برداشتم

خسرو و گل فاش کردم در صور

معنی آن باز دان ای بیخبر

هست اسرارم در آنجا سرّ جان

دیدهام معشوق خود عین عیان

گر الهی نامه، در چنگت فتد

از وجود خویشتن ننگت فتد

هست اشترنامه اسرار عیان

لیک پنهانست این اندر جهان

فاش کردم آن سخنهای دگر

نا نداند سر این هر بیخبر

این کتاب عاشقانست ای پسر

اندرو سر عیانست ای پسر

این کتاب از لامکان آوردهام

جان صورت اندر آن گم کردهام

در نهان سر نهان دانستهام

این جهان وآن جهان دانستهام

دید دید از غیب آوردم برون

تا نمایم اندر آنجا چند و چون

عاشقان در تحفهٔ این سر شوید

بر رموز معنویم بنگرید

دیدهٔ اسرار بین را باز کن

آنچه میدانی ز سر آغاز کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام