گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اوحدالدین کرمانی

سرمایهٔ عمر ابن آدم نفسی است

پیرایهٔ ملک جمله عالم هوسی است

کاری بکن اکنون که تو را دسترسی است

در زیر زمین شاه جهاندار بسی است

اهلی شیرازی

آنرا که شرف ز صحبت همنفسی است

گر سرکشد از خدمت او هیچکسی است

در پهلوی گل گیا عزیزست چو گل

از صحبت گل چو دور شد خار و خسی است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه