گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۶

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

به سر زلف دلربای منی

به لب لعل جان‌فزای منی

گر ببندد فلک به صد گرهم

تو به مویی گره‌گشای منی

به بلای جهانت دارم دوست

گرچه تو از جهان بلای منی

هر کست از گزاف می گوید

که تویی کز جهان سزای منی

این همه ترهات می‌دانم

من برای تو تو برای منی

گر نمانم من ای صنم روزی

تو که جان منی بجای منی

جاودان پادشا شود عطار

گر تو گویی که تو گدای منی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

در بیت چهارم به جای “هر کست” ” هر کسی ” صحیح تر نیست؟

کسرا نوشته:

بسیار زیباست

کانال رسمی گنجور در تلگرام