گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۶

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

کجایی ساقیا می ده مدامم

که من از جان غلامت را غلامم

میم در ده تهی دستم چه داری

که از خون جگر پر گشت جامم

چه می‌خواهی ز جانم ای سمن بر

که من بی روی تو خسته روانم

چو بر جانم زدی شمشیر عشقت

تمامم کن که رندی ناتمامم

گهم زاهد همی خوانند و گه رند

من مسکین ندانم تا کدامم

ز ننگ من نگوید نام من کس

چو من مردم چه مرد ننگ و نامم

ز من چو شمع تا یک ذره باقی است

نخواهد بود جز آتش مقامم

مرا جز سوختن کاری دگر نیست

بیا تا خوش بسوزم زانکه خامم

دل عطار مرغی دانه چین است

دریغ افتد چنین مرغی به دامم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سلمان خوری نوشته:

عجیب است
این غزل را در میان دیوان شمس مولانا هم پیدا کردم به شماره ۱۵۴۳
که بیت آخر آن حذف شده …
مشکوک شدم
که نکند برخی غزلیات مولانا منسوبی باشد
و شاید هم لرعکس

هادی نوشته:

این غزل از جناب عطار است و در دیوان شمس یا عینا از جناب مولانا آورده شده و یا به ایشان منسوب شده
چون بیت آخر را ندارد
چون مولانا از عطار تاثیر بسیار پذیرفته

کانال رسمی گنجور در تلگرام