در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
گر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرس
مردانه بگذر از ازل و از ابد تمام
کم گوی از ازل ز ابد نیز هم مپرس
زین چار رکن چون بگذشتی حرم ببین
وانگاه دیده برکن و نیز از حرم مپرس
آنجا که نیست هستی توحید، هیچ نیست
زانجای درگذر به دمی و ز دم مپرس
لوح و قلم به قطع دماغ و زبان توست
لوح و قلم بدان و ز لوح و قلم مپرس
کرسی است سینهٔ تو و عرش است دل درو
وین هر دو نیست جز رقمی وز رقم مپرس
چون تو بدین مقام رسیدی دگر مباش
گم گرد در فنا و دگر بیش و کم مپرس
یک ذره سایه باش تو اینجا در آفتاب
اینجا چو تو نهای تو ز شادی و غم مپرس
هر چیز کان تو فهم کنی آن همه تویی
پس تا که تو تویی ز حدوث و قدم مپرس
عطار اگر رسیدی اینجایگاه تو
در لذت حقیقت خود از الم مپرس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمق و حقیقت عشق میپردازد و میخواهد شنونده را به سادگی و نابزیستی در عشق راهنمایی کند. او از عاشق میخواهد از مفاهیم پیچیده وجود و عدم، ازل و ابد پرهیز کند و به حقیقت عشق توجه کند. در این راه، یادآوری میکند که عشق فراتر از شناخت و کلمات است و در تجربهای عمیق باید غوطهور شد. شاعر در نهایت به نقطهای میرسد که پیشنهاد میدهد از خود و دنیای مادی بگذرد و در توحید و فنا غرق شود. این اشعار منادی رهایی از محدودیتهای فکری و شناختی هستند و دعوت به شناوری در ذات عشق و حقیقت میکنند.
هوش مصنوعی: در عشق، به اینکه آیا محبوب از ابتدا وجود داشته یا بعداً آمده است، نپرس. اگر مردی عاشق هستی، از اینکه آیا وجود و عدم حقیقی است یا نه، سؤال نکن.
هوش مصنوعی: بهصورت مردانه و محکم از مفهوم ازل (زمان قبل از وجود) و ابد (زمان بعد از مرگ و جاودانگی) بگذر و در این باره هیچ صحبتی نکن و حتی از کسی در مورد ازل و ابد نپرس.
هوش مصنوعی: وقتی از این چهار رکن (آفرینش) عبور کردی، به حرم (معبد روحانی) بنگر و بعد از آن، چشم خود را بسته و دیگر از حرم نیز سوال مکن.
هوش مصنوعی: در جایی که وجود توحید وجود ندارد، هیچ چیز وجود ندارد. از آنجا که گذشتهای، به سرعت بگذر و در مورد آنچه در آنجا هست، نپرس.
هوش مصنوعی: لوح و قلم، نماد علم و نوشتن هستند و در اینجا به معانی عمیقتری اشاره دارند و میگویند که ظرفیت تفکر و بیان در وجود تو نهفته است. بنابراین، هر آنچه را که به آنها مربوط میشود، از خود جستجو کن و نیازی به سوال کردن از دیگران نیست.
هوش مصنوعی: دل تو به مانند یک عرش بزرگ است و سینهات همچون کرسی، و این دو تنها یک نشانه و نقش هستند. به این نشانهها اهمیت نده و در مورد آنها نپرس.
هوش مصنوعی: وقتی به این مقام عالی رسیدی، دیگر در گرداب فناء (نابودی) نرو و از هر چیزی زیاد و کم سؤال نکن.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که انسان باید مانند ذرهای در سایه آفتاب باشد و به خاطر وجود خود، از شادی و غم نگران نباشد، چون او تنها یک بخش کوچک از وجود بزرگتر است و اهمیت فردی ندارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو دربارهاش درک و فهمی داشته باشی، همانقدر متعلق به خود توست. بنابراین تا وقتی که خودت هستی، نگران این نباش که آیا وجودت تازهاست یا از ابتدا وجود داشته است.
هوش مصنوعی: اگر به جایگاه عطار رسیدی، دیگر از دردها و رنجها سؤال نکن؛ چرا که در لذت واقعی و حقیقت وجودت غرق شدهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.