گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
زنگی بچهٔ خال تو بر جایگه افتاد
در آرزوی زلف چو زنجیر تو عقلم
دیوانگی آورد و به یک ره ز ره افتاد
چون باد بسی داشت سر زلف تو در سر
از فرق همه تختنشینان کله افتاد
سرسبزی گلگون رخت را که بدیدم
چون طرهٔ شبرنگ تو روزم سیه افتاد
که کرد ز عشق رخ تو توبه زمانی
کز شومی آن توبه نه در صد گنه افتاد
حقا که اگر تا که جهان بود به خوبیت
بر جملهٔ خوبان جهان پادشه افتاد
تا پادشاه جملهٔ خوبان شدهای تو
بس آتش سوزان که ز تو در سپه افتاد
چون بوسه ستانم ز لبت چون مترصد
با تیر و کمان چشم تو در پیشگه افتاد
از عمد سر چاه زنخدان بنپوشید
تا یوسف گم گشته درآمد به چه افتاد
شهباز دلم زان چه سیمین نرهد زانک
در خانهٔ مات است که این بار شه افتاد
جانا دل عطار که دور از تو فتادست
هرگز که بداند که چگونه تبه افتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری به عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر با زبان تمثیلی و تشبیهاتی زیبا، دلتنگی و دیوانگی خود را به خاطر زیبایی زلف معشوق توصیف میکند. او از تأثیرات عمیق عشق بر عقل و دل سخن میگوید، که چگونه زیبایی معشوق باعث پریشانی و شیدایی او شده است. همچنین، اشارهای به برتری معشوق بر دیگران و تأثیرات منفی عشق، مانند توبه و گناه دارد. در نهایت، شاعر به دوری و دلتنگی خود از معشوق اشاره میکند و میگوید که دلش بدون او در حال تباهی است.
هوش مصنوعی: اگر موی بلندت کسی را به خواب بیاندازد، لکهای از زیبایی تو بر آنجا باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در آرزوی زلف تو، عقل من به جنون افتاد و به راحتی از مسیر خود منحرف شد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت موهای معشوق اشاره میکند و میگوید که مانند بادی که به زلف او میوزد، حتی سلطانها و شخصیتهای بزرگ نیز تحت تأثیر قرار میگیرند و از مقام و منزلت خود میافتند. به عبارتی دیگر، جذابیت و دلربایی عشق میتواند موجب از بین رفتن وقار و بزرگی دیگران شود.
هوش مصنوعی: وقتی سرسبزی لباس گلگون تو را دیدم، مانند موهای تیرهات، احساس کردم که روزم تیره و دلگیر شده است.
هوش مصنوعی: کسی که از عشق چهره تو توبه کرد، به قدری در بدیهای آن توبه گرفتار شد که به اندازه صد گناه در آن افتاد.
هوش مصنوعی: واقعاً اگر تا این دنیا برپاست، تو به خاطر زیباییات بر تمام زیباهای جهان سلطنت میکنی.
هوش مصنوعی: تو به قدری خوب و نیکو هستی که همگان تو را به عنوان پادشاه بهترین انسانها میشناسند. اما این خوبی و نیکی در تو به اندازهای شدید است که مانند آتش سوزانی در دل دیگران اثر گذاشته و باعث شده در سپاه و میان مردم افتادگی و تأثیر عمیقی ایجاد کند.
هوش مصنوعی: زمانی که بوسهای از لبانت میگیرم، انگار که چشمانت به عنوان تیر و کمان در حالی که من در حال انتظار هستم، به من نشانه رفته است.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه اگر زخمهای گذشته را پنهان کنیم و اجازه دهیم که مشکلات و نقصهای خود را نشان ندهیم، ممکن است با یک اتفاق یا واقعیت جدید مواجه شویم که ما را به سمت یک حقیقت یا پاسخ ناشناخته رهنمون میکند. این مفهوم به ما یادآوری میکند که گاهی اوقات، عدم توجه به مسائل و کاستیها میتواند به جای پیشرفت، منجر به فاجعه و مشکل جدیدی شود.
هوش مصنوعی: پرندهٔ قلبم به خاطر آنکه زیباییهای نقرهای را نمیبیند غمگین و افسرده است، زیرا حالا در فضای دلش تاریکی و ناامیدی حکمفرماست و دیگر نمیتواند اوج بگیرد.
هوش مصنوعی: ای جانا، دل عطار از دوری تو به سختی پریشان شده است و هرگز کسی نمیداند که او چگونه به این حال و روز افتاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد
از یک نگهش دل به بلایی سیه افتاد
من بندهٔ آن خواجه که با مژدهٔ عفوش
هر بنده که بر خواست به فکر گنه افتاد
گردید امید دلم از ذوق فراموش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.