بفروز و بسوز پیش خویش امشب
چندان که توان ز عود و از چندن
ز آن آتش کز بلندی بالا
مر ابر بلند را کند روزن
وز ابر چو سر برون زند نورش
چون ماه بر آسمان زند خرمن
ماند تن او به بسدین ابری
وز قطره چکان چو ذره گون ارزن
هر قطره زر کز او جدا گردد
چون سیم فرو فتد به پیرامن
باز از حرکات چون بیاساید
از لاله ستانش بر دمد سوسن
آنجا که حسام او نماید روی
از خون عدو شود گیا روین
تا پیل چو یک بریشم پیله
اندر نشود به چشمه سوزن
شاها تو بزیر فر یزدانی
بدخواه تو زیردست اهریمن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت و زیبایی آتش و نور اشاره دارد. شاعر از شعلههای آتش که میتواند ابرها را کنار زده و نور را به بیرون بیاورد، سخن میگوید. او به تنهایی و قدرت این آتش نسبت به دشمنان و چگونگی تاثیر آن بر محیط اطراف خود میپردازد. همچنین به مفهوم جنگ و نبرد نیز اشاره دارد و بر اهمیت روحیه مقاومت و شجاعت تأکید میکند. در نهایت، شاعر به قدرت الهی و محافظت از شاه خود اشاره میکند که باید از خطرات دشمنان مراقب باشد.
هوش مصنوعی: امشب با شدت هرچه میتوانی آتش و شعله ایجاد کن و بسوزان، تا جایی که میتوانی از بخور خوشبو و مواد معطر استفاده کن.
هوش مصنوعی: از آن آتشی که از بلندی به وجود میآید، ابرهای بزرگ را شکافهایی ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: وقتی ابر کنار میرود و نور آن مانند ماه در آسمان میدرخشد، خرمن گندم نیز روشن و تابان میشود.
هوش مصنوعی: تن او در میان این ابرها باقی مانده و چون قطرهای که به آرامی سرازیر میشود، به اندازه ذرهای ارزن است.
هوش مصنوعی: هر قطره از طلا که از او جدا شود، مانند نقره به پایین سقوط میکند و در اطراف پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی باز از حرکت فراموش کند، لالهای که او را گرفته است را رها کرده و سوسن به رقص در میآید.
هوش مصنوعی: در جایی که حسام (شمشیر) او نشان میدهد، چهرهاش را از خون دشمن برمیدارد و درختان سبز میشوند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که فیل نتواند خود را درون سوراخ سوزن جا کند، این نشاندهنده این است که انجام کارهای غیرممکن و عجیب، در واقع حقیقت ندارد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو زیر سایهافرینش الهی قرار داری، ولی دشمنی تو در زیر دست نیروهای شیطانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای افسر کوه و چرخ را جوشن
خود تیره به روی و فعل تو روشن
چون باد سحر تو را برانگیزد
دیوی سیهی به لولو آبستن
وانگه که تهی شدی ز فرزندان
[...]
ای زدوده دل و زدوده سخن
تازه گشت از تو روزگار کهن
زائران سر نهاده اند بتو
مال تو زین قبل نگیرد تن
بگشائی دل یکی به سخا
[...]
بگذشت ز پیش من نگار من
با موی سمور و باخز ادکن
تابنده ز موی روی چون ماهش
چونانکه مه از میانه خرمن
چون سرو و به سرو بر مه و زهره
[...]
ای پایهٔ دانش از دلت عالی
وی دیدهٔ بخشش از کفت روشن
آمال و نسیم و بوی خلق تو
یعقوب و نسیم و بوی پیراهن
پیراهن مدت تو دوران را
[...]
ای بت سرو قد سیمین تن
وی گل نوبهار و سرو چمن
چون دهی حسن خویش را تزیین
نکته ای گوش کن لطیف از من
طرّه را سر ببُر بگردانش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.