چار کون آمد ممات سالکان
آن یکی ابیض دوم اسود بدان
پس سیوم اخضر چهارم احمرست
شرح هر یک گر بگویم بهترست
موت ابیض جوع آمد زان سبب
که صفا یابد دل از وی بس عجب
هر که دایم بهر حق او گرسنه است
شد منور باطنش وین روشن است
هر که عادت کرد با کم خوارگی
شد دلش چون آینه یکبارگی
رو صفای دل ز کمخواری بجو
شد ز سیری رنگ دلها توبتو
هست کمخواری شعار اولیا
گشت سر صاحب دل از صفا
بعد ابیض موت اسود را شنو
ساز جان و دل درین معنی گرو
موت اسود شد تحمل بر اذا
صبر بر ایذا بود مرگ و عنا
چون بیابد نفس بر ایذا حرج
یافت او از موت اسود صد فرج
داند او ایذای خلقان فعل حق
چون ز حق بیند ز آتش نیست دق
بلکه لذت هاست او را در جفا
زانکه جور یار خوشتر از وفا
چونکه او فانی فی اللّه آمده است
هر چه بیند عین حق دانسته است
بعد اسود موت احمر گوش کن
تا بدانی سر علم من لدن
موت احمر شد خلاف نفس بد
خود مطیع اوست کم از دیو و دد
هر که او مرد از هوای نفس خویش
در حقیقت از همه خلق است بیش
ز آرزوی نفس هر کو مرده است
از حیات جاودان دل زنده است
گر بمیری تو ز جهل و از ضلال
زنده گردی از حیات ذوالجلال
مردگی اینجا به از صد زندگی
هر که میرد یابد او پایندگی
بعد احمر موت اخضر را نمود
اندرین مجلس چو عیش تازه بود
موت اخضر خود مرقع پوشی است
باده از جام قناعت نوشی است
چون قناعت کرد با خرقه کهن
سبز گردد باغ عیشش بی سخن
از جمال مطلق ذاتی حق
تازه رو گردد به حق گیرد سبق
از لباس فاخر او مستغنی است
جای گنج اندر دل ویرانی است
نقس ایشان را چوشد حاصل کمال
از پلاس افزایدش حسن و جمال
نیست حاجت مهر خان را رنگ و بو
فارغست از رنگ و بو روی نکو
هر که او را هست حسن جانفزا
رنگ مشاطه چه کار آید ورا
وانکه او را نیست روی همچو ماه
او به رنگ و بو همی گیرد پناه
تا به دام آرد مگر یک ساده دل
کو به مکر و حیله گردد مشتغل
نیست سلطان را تفاخر در لباس
هست یکسان پیش او صوف و پلاس
جود و تقوی شد لباس عارفان
نیست از صوف و پلاس او را زیان
هر چه کامل کرد عین حکمتست
وانچه می گوید بری از صنعتست
زندگی ومردنش بهر خداست
در دلش گنجایی غیر از کجاست
گر دلت با وصل جان شد آشنا
نیست در افعال و اقوالت خطا
گر نه ای در خورد وصل دوستان
سود و سرمایه بکل گردد زیان
چون ترا در بزم وصلش بار شد
جان پاکت محرم اسرار شد
شد غرض از آفرینش معرفت
کیست انسان آنکه دارد این صفت
معرفت اینجا نتیجۀ دیدنست
از گلستان رخش گل چیدنست
تا نگویی نیست عرفان گفت و گو
بهر عارف می بود دیدار او
شد نصیب عالمان گفت و شنود
قسم عارف ذوق حالست و شهود
در میان این دو فرق بیحدست
این به معنی خیر و این دیگر بدست
آن شنیده گوید و او دیده است
لاجرم زین رو جهان گردیده است
هر عمل کو بهر رویست و ریا
در حقیقت نیست مقبول خدا
طاعتی کان خلق بهر حق کنند
بیگمان بر دولت سرمد تنند
بندگی بهر رضای حق نکوست
بند ه ک ی باشد کسی کو غیرجوست
هر چه می کاری همان خواهی درود
گر مسلمانی و گر گبر و یهود
هر عمل کان با غرض آمیخته ست
قند و زهر آمد که با هم ریخته ست
در هر آن کاری که رویت با خداست
حق همی فرماید آن مقبول ماست
نیت خیر است اصل هر عمل
باش مخلص در ره حق بی دغل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن در مورد مراحل مختلف مرگ روحانی و رسیدن به حقیقت و معرفت صحبت میکند. در آن به چهار نوع مرگ اشاره شده است:
1. **موت ابیض (سفید)**: مرگ از جوع به معنای گرسنگی برای حق و الهیات که موجب صفای دل و روشنی باطن میشود.
2. **موت اسود (سیاه)**: مرگ تحمل و صبر در مواجهه با ایذا و مشکلات زندگی. این مرگ به ما میآموزد که با صبر و تحمل میتوانیم به فرج و آرامش برسیم.
3. **موت احمر (قرمز)**: مرگ در برابر خواستههای نفسانی و پیروی از حقیقت. این نوع مرگ فرد را از بندهای دنیا آزاد میکند و به جاودانگی هدایت مینماید.
4. **موت اخضر (سبز)**: مرگ قناعت و رضایت با آنچه داریم، که موجب شادی و عیش روحانی میشود.
در نهایت، متن بر اهمیت نیت خالص و عمل برای رضای حق تأکید دارد و توضیح میدهد که اعمالی که به خاطر خداوند انجام میشوند، مقبولترین هستند و به احراز معرفت حقیقی میانجامند.
هوش مصنوعی: چهار رنگ وجود دارد که سالکان با آن مواجه میشوند: یکی سفید و دیگری سیاه. این مفهوم به مراحل مختلف زندگی اشاره دارد که هر کدام خاصیت و معنی خود را دارند.
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده که اگر به شرح هر یک از رنگها پرداخته شود، فهم بهتری از معنا و مفهوم آنها به دست میآید. به این ترتیب، رنگها میتوانند نمادهایی برای مفاهیم عمیقتر باشند و توضیحات دقیقتر در مورد هر کدام، روشنایی بیشتری بر این معانی خواهد افکند.
هوش مصنوعی: مرگ سفیدی در اثر گرسنگی به سراغ آمد، به همین دلیل است که دل از این موضوع پاکسازی میشود و این موضوع بسیار شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: هر کسی که همیشه برای حق و حقیقت تلاش کند و دچار گرسنگی روحی باشد، باطنش نورانی میشود و این موضوع واضح و مشهود است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به کمخوری عادت کند، دلش مانند یک آینه میشود و به سرعت تغییرات را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: با دل پاک و بیغرض، به دنبال زیباییها برو، زیرا خستگی و بیروحی باعث کمرنگ شدن رنگ و حال دلها میشود.
هوش مصنوعی: دوستان و عارفان واقعی همواره در احوالات خود تواضع و بیپیرایگی نشان میدهند و دلهای پاک و صمیمی دارند.
هوش مصنوعی: پس از مرگ سپید، سیاه را بشنو؛ جان و دل خود را در این معنا فدای کن.
هوش مصنوعی: مرگ در دنیای سخت و پر از رنج، به مانند تحمل یک درد و آزار است. اگر کسی بتواند با صبر و استقامت بر این آزارها غلبه کند، در واقع بر دشواریهای زندگی فائق آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی انسان خود را در دچار زحمت و آزار ببیند، در آن شرایط مرگ برایش به نوعی آزادی و رهایی از این آزار به حساب میآید.
هوش مصنوعی: او میداند که آزار مردم از جانب خداوند چیست، و چون او حقیقت را ببیند، از آتش نمیترسد و دچار دردی نمیشود.
هوش مصنوعی: شخصی از درد و سختی عشق لذت میبرد، زیرا به نظر او، تلخی رفتار محبوبش از وفای او جذابتر است.
هوش مصنوعی: او که به حالت فنا در خداوند رسیده است، هر چه ببیند را حقیقت مطلق و جلوهای از الحق میداند.
هوش مصنوعی: پس از تیره شدن و مرگ رنگ سرخ را بشنو، تا بدانی من از کجا علم را به دست آوردهام.
هوش مصنوعی: مرگ سرخ بهدلیل اینکه نفس بد انسان تسلیم آن شده است، کمتر از دیو و موجودات وحشی نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خواستههای نفسانیاش دوری کند، در واقع از دیگران پیشی گرفته و برتری یافته است.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر خواستههای دنیوی و مادی خود از زندگی واقعی و معنوی دور شده است، در واقع مرده است، اما دل انسانهایی که به زندگی جاودان و معنوی فکر میکنند، همچنان زنده و پر نشاط است.
هوش مصنوعی: اگر از جهل و گمراهی بمیری، به زندگی حقیقی و پر از عظمت خداوند زنده خواهی شد.
هوش مصنوعی: زندگی در این دنیا کمتر از یک مرگ ارزش دارد؛ زیرا کسی که میمیرد، به جاودانگی و بقا دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: بعد از مرگ سرخ، زندگی سبز را در این مجلس نشان داد، چون که خوشی تازهای در کار بود.
هوش مصنوعی: مرگ سبز تو مانند پوشش رنگارنگی است و باده از جام قناعت نوشیدن یعنی از داشتههای کم خود لذت بردن.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان با داشتههای کم و سادهاش رضایت نشان دهد، زندگیاش به شادی و خوشی خواهد رسید بدون نیاز به حرف و توضیح زیاد.
هوش مصنوعی: از زیبایی بینظیر و ذات پاک خداوند، هر لحظه جلوهای تازه و نو پدید میآید که سبب تمایز و برتری میشود.
هوش مصنوعی: او به لباس زیبا و گرانبهای خود نیازی ندارد، زیرا در دل او گنجی از احساسات و سرمایههای انسانی وجود دارد، حتی اگر ظاهرش ویران و نابسامان باشد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و کمال شخصیت انسانها اشاره دارد. به این معنا که وقتی انسان به کمال و زیبایی خودش میرسد، ویژگیهای مثبت و نیکو در او نمایان میشود. به عبارت دیگر، هرچه فرد بیشتر رشد کند و به کمال نزدیکتر شود، زیبایی و خوش اخلاقیاش نیز افزایش مییابد.
هوش مصنوعی: نیازی به زیبایی و ظاهر جذاب نیست؛ او از زیباییهای ظاهری بینیاز است و به لطافت چهرهاش توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهاش زیبا و دلرباست، نیازی به آرایشگر ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که چهرهاش مانند ماه نیست، اما با رنگ و عطرش پناه میدهد.
هوش مصنوعی: شاید کسی که ساده دل است به دام بیفتد و به خاطر فریب و نیرنگ مشغول شود.
هوش مصنوعی: سلطان هیچ تفاخر و برتری در لباس خود ندارد، زیرا در برابر او، صوفی و کسی که عبا بر دوش دارد، همه یکسان هستند.
هوش مصنوعی: بخشندگی و پرهیزگاری، لباس عارفان شده است، و داشتن صوف و پلاس برای او ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به کمال رسیده، نشانهای از حکمت است و آنچه بیان میشود، خالی از هرگونه ترفند و هنر مصنوعی است.
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ او تنها برای خداوند است و در دل او جایی برای چیز دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: اگر قلبت با وصال جان آشنا شد، در رفتار و سخنانت اشتباهی نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: اگر در ارتباط با دوستان، بهره و فایدهای نباشد، تمام سود و سرمایه به زیان تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: زمانی که در مراسم نزدیکی به معشوق حضور یافتی، جان پاکت به رازهای پنهان او دست یافت.
هوش مصنوعی: هدف از آفرینش چیست؟ آیا انسان همان کسی نیست که دارای معرفت و دانش است؟
هوش مصنوعی: شناخت و آگاهی در اینجا حاصل تماشای زیبایی و جمال چهره معشوق است، مانند چیدن گل از باغی زیبا.
هوش مصنوعی: اگر نگویی که عرفان وجود ندارد، گفت و گو درباره آن برای عارف معنی پیدا میکند و دیدار او با حقیقت ممکن میشود.
هوش مصنوعی: علمای دین در بحث و گفتگو با یکدیگر مشغولند، اما عارفان درک واقعی زندگی و لحظات روحانی را تجربه میکنند.
هوش مصنوعی: میان این دو تفاوتی بیحد و حصر وجود دارد؛ یکی نشاندهنده خوبی است و دیگری نشاندهنده بدی.
هوش مصنوعی: آن که فقط شنیده، میگوید و کسی که دیده، میداند. به همین دلیل، جهان به این شکل تغییر کرده است.
هوش مصنوعی: هر عملی که به خاطر ظاهر و ریا انجام شود، در حقیقت نزد خداوند پذیرفته نیست.
هوش مصنوعی: افرادی که برای رضای خداوند عبادت و بندگی میکنند، قطعا به نعمت و خوشبختی ابدی دست خواهند یافت.
هوش مصنوعی: بندگی و غلامی برای جلب رضایت خداوند کار خوبی است، اما کسی که جز خواستههای خدا را در نظر بگیرد، بندگی واقعی را انجام نداده است.
هوش مصنوعی: هر چه عمل کنی، همان نتیجه را خواهی گرفت، چه مسلمان باشی و چه غیری مسلمان یا یهودی.
هوش مصنوعی: هر کاری که با هدف و منظور خاصی انجام شود، مانند قند و زهر است که وقتی با هم مخلوط شوند، نتیجهاش ترکیبی از شیرینی و تلخی خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر اقدامی که با نیت خالص و در جهت رضایت خداوند انجام شود، برای ما پذیرفتنی و مقبول است.
هوش مصنوعی: آرزو و نیت خوب، پایه و اساس هر عملی است. در مسیر حق، باید صادق و خالص باشی و از فریب و نیرنگ دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.