تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد
هلاکت غم تو جان رفته باز آرد
بدهر چون شب هجر تو نیست پاینده
اگر هزار چو یلدا شب دراز آرد
چه حاجتست باکسیر کاوزرنابست
مسی که آتش عشق تو در گداز آرد
اگر که صرصر عشقت بباغ و دشت وزد
نه سرو کوه که باشد باهتزاز آرد
از آن بدار کند عشق تو سر منصور
که کشتگان تو در حشر سرفراز آرد
بیا و پرده برافکن بتا تو در فرخاز
که سومنات به پیش توبت نماز آرد
مگر مدیح علی مینوشت آشفته
که خامه اش همه اشعار دلنواز آرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق عمیق و درد جدایی از معشوق میپردازد. او اشاره میکند که غم معشوق جان او را رنج میدهد و حتی شبهای طولانی هجران هم پایدار نیستند. شاعر از عشق میگوید که در آن آتش احساسات به شدت میسوزاند و او را به شعف میآورد. همچنین، او از قدرت عشق در پیروزی بر سختیها و بلایا سخن میگوید و به عشق معشوق خود بهعنوان نیرویی ماندگار و شگفتانگیز اشاره میکند. در نهایت، او دعا میکند که معشوق خود را نمایان کند و زیباییهای خود را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: تو آنقدر با ارزش و عزیز هستی که بدیها و بیرحمیهایت نمیتواند دل مرا آزار دهد. حتی اگر غم و اندوه تو مرا از پا درآورد، باز هم جان من را به زندگی باز میآورد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچچیز به اندازه شب جداییات پایدار نیست؛ حتی اگر هزار شب مانند شب یلدا طولانی شود.
هوش مصنوعی: نیازی نیست که با باکسیرها و غیره به مبارزه بپردازم، زیرا عشق تو همچون آتش، تمام وجودم را میسوزاند و در حال ذوب شدنم.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو مانند بادی شدید و طوفانی در دشتها و باغها بوزد، دیگر چه فرقی میکند که سروهای کوه هم به لرزش درآیند؟
هوش مصنوعی: عشق تو سبب میشود که سر منصور را روی چوبهدار ببرند، چرا که کشتهشدگان تو در روز قیامت با افتخار و سربلندی حاضر خواهند شد.
هوش مصنوعی: بیا و پرده را کنار بزن ای معشوق، تا در باغ خوشبختی تو، معبد سومنات نیز به حضور تو سجده کند.
هوش مصنوعی: آیا کسی میتواند اینچنین زیبا و دلنواز بنویسد؟ فقط کلام علی است که میتواند از دل آشفته، اشعار دلنشینی را به وجود آورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر از جفای تو روزی دلم بیازارد
کمند شوق کشانم به صلح باز آرد
ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود
اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟
دلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیز
[...]
اگر کسی خبری زان نگار باز آرد
به جان تو که جهانی بر او نیاز آرد
صبا اگر گذری می کنی به دلبر من
بگو که خاطر من بیش از این نیازارد
دل ضعیف من ار سوخت در غمش چه عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.