باز ز ابروی کمان و نوک مژگان زد به تیرم
بار الها چارهای کن سخت در چنگش اسیرم
دست از پا پیش شمشیرش خطا کردن نیارم
نیستم ز امرش گریزان وز قبولش ناگزیرم
ناوک تیر تو گر صد بار از پستان مادر
ننگرم بهْ، کرد بایستی دو صد لعنت به شیرم
تا نفس باقیست نام دوست باشد بر زبانم
تا که جانی هست نقش یار باشد در ضمیرم
از برای گوشه چشمت ز عالم چشم بستم
گر تو ابرو خم کنی از هر دو عالم گوشه گیرم
وعده دادی وقت جان دادن به بالین من آیی
جانم از هجرت به لب آمد نمیآیی بمیرم
ای جوانان از من ایام جوانی گم شد او را
هر کجا دیدید گوییدش که پیری کرد پیرم
سطوت دربار فقرم شد چنان کز روی کرنش
قالی شاهان به خاک افتند در پیش حصیرم
در وصالت دلخوشم از زندگی چون خضر لیکن
میکشد هجرت نمیدانم بمیرم یا نمیرم
زندگی از قدر من کاهید قدرم کس نداند
دانی آنوقتی که در عالم نبیند کس نظیرم
گر نکردم خدمت، این دانم، خیانت هم نکردم
شکر ایزد را که عارف نی وکیلم نی وزیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و درد جدایی است. شاعر از زیبایی چهره معشوقش، به خصوص ابرو و مژگانش، به شکل استعارهای استفاده میکند و از احساس اسارت در عشق سخن میگوید. او اذعان میکند که نمیتواند از معشوقش فاصله بگیرد و تا زمانی که زنده است، نام او بر زبانش خواهد بود. همچنین از وعده معشوقش به حضور در هنگام مرگ یاد میکند و از نگرانی بر سر هجرت و جدایی سخن میگوید. شاعر به فقر و بیمقداری خود اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که اگرچه زندگیاش پر از رنج است، اما در عشق به معشوق خود احساس خوشبختی میکند.
هوش مصنوعی: ای خدا، دوباره از ابروهای کمانوار و نوک مژههای دلربا تیر به قلبم زدند. من به شدت در چنگ این زیبایی اسیرم، پس لطفاً چارهای برای من بیندیش.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از او دور شوم و نمیتوانم از فرمانش سرپیچی کنم. از اشتباه کردن در برابر شمشیرش خودداری میکنم.
هوش مصنوعی: اگر تیر تو را صد بار از پستان مادر نبینم، دو صد بار نفرین میکنم به شیر او.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، همیشه نام دوست را به زبان میآورم و تا وقتی که زندگی در وجودم جاری است، تصویر و یاد او در ذهن و احساسات من باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه کوچکی که به تو دارم، از تمام دنیا چشم پوشیدهام. اگر تو ابروی خود را کمی کج کنی، من از همه چیز و همهجا کنارهگیری میکنم و به دنبال تو میروم.
هوش مصنوعی: تو قول دادی که در لحظهی مرگم کنارهام باشی، اما حالا که جانم به لب رسیده، باز هم نمیآیی و من از غم دوری میمیرم.
هوش مصنوعی: ای جوانان، یادتان باشد که ایام جوانی من به سرعت سپری شده است. اگر او را هر جا دیدید، به او بگویید که دیگر پیر شدهام و جوانیام را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: دولت و قدرت دربار فقر به قدری بر من است که فرشهای شاهانه در مقابل من بر زمین بیفتند و در برابر حصیر من خضوع کنند.
هوش مصنوعی: در نزدیکی تو خوشحال و راضی هستم، مانند خضر که در زندگیاش خوشبخت است. اما وجود هجرت و دوری از تو به من فشار میآورد و نمیدانم باید بمیرم یا زنده بمانم.
هوش مصنوعی: زندگی به اندازهای که باید، از من کم شده و هیچکس ارزش واقعیام را نمیداند. میدانی زمانی که در این دنیا کسی شبیه من را نمیبیند، چه احساسی دارم؟
هوش مصنوعی: من اگر به شما خدمت نکردهام، میدانم که خیانت هم نکردهام. خدا را شکر که من نه عارف هستم و نه وکیل و وزیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
آستانت را ببوسم، آستینت را بگیرم
نه به جز نام لب لعل تو ذکری بر زبانم
نه به جز یاد سر زلف تو فکری در ضمیرم
در همه ملکی بزرگم من که در دستت زبونم
[...]
گر همیبارد به سر شمشیر چون ابر مطیرم
جمله را در ادعای دوستی منت پذیرم
و زدم چونان تسلیم و رضایت سر نگیرم
نیست جز یاد وصالت آرزویی در ضمیرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.