گنجور

 
انوری

در جهان چندان که گویی بی‌شمار

نیستی و محنت و ادبیر هست

وز فلک چندان که خواهی بی‌قیاس

نفرت آهو و خشم شیر هست

گر ز بالای سپهر آگه نه‌ای

زین قیاسش کن که اندر زیر هست

دورها بگذشت بر خوان نیاز

کافرم گر جز قناعت سیر هست

نام آسایش همی بردم شبی

چرخ گفتا زین تمنی دیر هست

گفتمش چون گفت آن اندر گذشت

گر کنون رغبت نمایی ... هست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حسینی

بهر این گفت آنکه بینای رهست

حق شناسست آنکه از حق آگهست

ملا احمد نراقی

هرچه هست اندر جهان چون از تو هست

هرچه دارم من فدای هرچه هست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه