تو با من نسازی که از صحبت من
ملامت فزاید شما را و تاسه
تو زر خواهی و من سخن عرضه دارم
تو در فاژه افتی و من در عطاسه
نه هرجا که باشد سخن زر نباشد
که پابند زر دیدهام صد حماسه
نه من بوفراسم امیر قبیله
تو خود میشناسی به علم فراسه
کتاب و کراسه است اینجا تجمل
چه آید ترا از کتاب و کراسه
گرفتم بود گندمین نان چو پاسخ
نباشد نه خوردی خدنگ و نه کاسه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تفاوتها و ناهماهنگیهای بین خود و دیگران اشاره دارد. او میگوید که اگرچه او سخنانی قابل توجه و عمیق دارد، اما دیگران ممکن است فقط به دنبال زر و مال باشند. شاعر از این موضوع ناراضی است و اشاره میکند که در این دنیای پر زرق و برق، حرفهایش به دل کسی نمینشیند. او همچنین به این نکته میپردازد که علم و دانش واقعی ارزشمندتر از تجملات ظاهری و کتابهای سطحی است و در نهایت، بر ارزش نان و خوراک واقعی تأکید دارد.
هوش مصنوعی: تو به من راه نمیدهی چون از صحبتهای من آزرده خاطر خواهی شد و این باعث ناراحتیات میشود.
هوش مصنوعی: تو به دنبال مال و ثروت هستی، ولی من فقط حرف و گفتار را ارائه میکنم. تو در وضعیت نامناسبی قرار میگیری و من در شرایطی شاداب و مناسب هستم.
هوش مصنوعی: سخن ارزشمند همیشه در هر مکانی وجود ندارد؛ من در جاهای زیادی کسانی را دیدهام که باوجود داشتن ثروت، هیچ ارزش و حماسهای در سخنانشان نیست.
هوش مصنوعی: من بوفراسم، امیری از قبائل تو هستم و تو خود به خوبی میدانی که در دانایی چه میزان پیشرفتهام.
هوش مصنوعی: این مکان برای کتاب و دفتری است، پس تجمل و زرق و برق چه معنا دارد؟ اینجا فقط به علم و دانش اختصاص دارد.
هوش مصنوعی: اگر نانی که میخوریم بد باشد، از چه چیزی باید انتقاد کنیم که نه تیر و کمان (خداوند) و نه کاسه (ظرف غذا) به ما پاسخ میدهند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.