انوری
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
»
شمارهٔ ۳۳۲ - در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گوید
به نظم مرثیهای در که چون ز موجب آن
یتیموار تفکر کنم برآشوبم
امیر عادل در یک دو بیت نقدی کرد
هنوزش از سر انصاف خاک میروبم
وزان نشاط که آن نظم ازو منقح شد
چو سرو نو ز صبا پای حال میکوبم
زهی مفید که تنبیه کرد بی زجرم
زهی ادیب که تعلیم داد بیچوبم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش یک نظم مرثیهای میپردازد که تأثیر عمیقی بر او گذاشته است. او به یاد یتیم وار و اندوهناک خود، به تفکر در مورد آن نظم میپردازد و احساساتش را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین به فردی به اسم امیر عادل اشاره میکند که نقدی بر این نظم کرده است، و او همچنان با انصاف به نقد ادامه میدهد. از نشاط به دست آمده از این نظم و تاثیر آن بر روانش، به مانند سرو جوان از نسیم میرقصد. در انتها، شاعر به اهمیت آموزنده بودن آن فرد و تأثیر مثبت او بر رشد فکریاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی به نظم این مرثیه فکر میکنم، به شدت ناراحت و آشفته میشوم، زیرا یادآور یتیمی و بیسرپرستیام است.
هوش مصنوعی: امیر عادل هنوز هم به انصاف و عدالت پایبند است و در هر دو بیتی که نقد میکند، نشان میدهد که او از خاک و زمین به سادگی نمیگذرد و به حقیقت اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: به خاطر شادیای که از آن نظم به دست آمده است، مانند سرو تازهای که از نسیم صبحگاهی شاداب شده، به سراغ حال خوشی میروم.
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که کسی بدون استفاده از تنبیه، به من آموزش بدهد و چقدر خوب است که معلمی باشد که بدون بر سرم زدن، به من یاد بدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.