هر سخن کان نیست قرآن یا حدیث مصطفی
از مقامات حمیدالدین شد اکنون ترهات
اشک اعمی دان مقامات حریری و بدیع
پیش آن دریای مالامال از آب حیات
شاد باش ای عنصر محمودیان را روح تو
رو که تو محمود عصری ما بتان سومنات
از مقاماتت اگر فصلی بخوانی بر عدو
حالی از نامنطقی جذر اصم یابد نجات
عقل کل خطی تامل کرد ازو گفت ای عجب
علم اکسیر سخن داند مگر اقضی القضات
دیر مان ای قدر و رایت عالم تایید را
آفتابی بیزوال و آسمانی با ثبات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان اهمیت و ارزش سخنان و مقامات حمیدالدین و دیگر بزرگان میپردازد. شاعر از قرآن و حدیث به عنوان منبعی معتبر یاد میکند و به نقد برخی اصطلاحات و تفکرات نادرست اشاره میکند. او همچنین به تحسین مقام محمودیان و تأثیر مثبت آنها بر دیگران میپردازد. در نهایت، به اهمیت علم و عقل در درک و بیان سخن میپردازد و به پایداری و ثبات دانش و روشنایی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر سخنی که مانند قرآن و احادیث پیامبر نیست، در واقع از شأن و مقامهای حمیدالدین دور شده و بیمحتوا به نظر میآید.
هوش مصنوعی: اشک نابینایی در مورد مقامهای حریر و زیبایی صحبت میکند، در حالی که او در کنار دریایی است که مملو از آب حیات است. این تصویر نشاندهنده یک تضاد است؛ از یک سو اشک و نقص بینایی، و از سوی دیگر وجود منبعی غنی و حیاتبخش است.
هوش مصنوعی: ای عنصر محمود، شاد باش! روح تو شاد است، زیرا تو محمود زمانهی ما و نماد زیبایی هستی.
هوش مصنوعی: اگر از مقامهای بالای خود چیزی بگویی، دشمن از آنچه میشنود دچار سرگیجه و سردرگمی میشود و نجات پیدا میکند.
هوش مصنوعی: عقل کل به دقت به موضوعی فکر کرد و از خود پرسید که چقدر عجیب است که علم به رازهای مهم و معانی عمیق سخن میداند، مگر این که این توانایی به قاضیان بزرگ و دانا تعلق داشته باشد.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که تو را میشناسم و مقام و جایگاهت را محترم میشمارم. تو مانند آفتابی پایدار و آسمانی ثابت هستی که همیشه درخشان و تاثیرگذار باقی خواهی ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات
هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت
کردهام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات
بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها
[...]
آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات
از بلای غیرت خاک ره گرگانج و کات
در فراق خدمت گرد همایون موکبی
کاندر نعل از هلالست اسب را میخ از نبات
موکب صدر جهان پشت هدی روی ظفر
[...]
صدر عالی اوحدالدین دام انعامه که هست
چاکر خاک جنابش چشمه آب حیات
بر رخ این رقعه شکل نیلگون یعنی زمین
داده رای او وزیر آسمان را شاه مات
خصمش از رشگ دوات و کلک گوهر بار او
[...]
ای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات
خوانده حق برخطه عالم تو را اقضی القضات
در دبیرستان عزم و حزم تو تشبیه طبع
باد را تعلیم سیر و کوه را درس ثبات
نیست بی طغرای تو، نافذ قضا را یک مثال
[...]
ای باستحقاق خورشید سپهر معجزات
هم امامت را پناهی هم امامی را نجات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.