گنجور

شمارهٔ ۲۳۸ - اجازت خواهد

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای شاه ز نقدها که باشد

در کیسهٔ صبح و شام موجود

در کیسهٔ عمر انوری نیست

الا نفسی سه چار معدود

وان نیز به بند و مهر او نیست

تا خرج کند چو نقد معهود

گیرم که یکی دو زان بدزدد

تا رای فلک رسد به مقصود

نی دست تصرفش ببرند

وین عاقبتی بود نه محمود

آنگه چه زند چو دست نبود

در دامن جست و جوی معبود

دانی که چو حال بنده این است

ای عنصر عدل و رحمت و جود

شب خوش بادیش کن به کلی

نه شاعر و شعر هست مفقود

ای تا به ابد شب تمنیت

آبستن روزهای مسعود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام