آرزوی روی تو جانم ببرد
کافریهای تو ایمانم ببرد
از جهان ایمان و جانی داشتم
عشق تو هم این و هم آنم ببرد
غمزهات از بیخ وز بارم بکند
عشوهات از خان و از مانم ببرد
شحنهٔ عشقت دلم را چون بخواند
از حساب جعل خود جانم ببرد
عقل را گفتم که پنهان شو برو
کین همه پیدا و پنهانم ببرد
گفت اگر این بار دست از من بداشت
باز باز آمد به دستانم ببرد
انوری چند از شکایتهای عشق
کو فلان بگذاشت و بهمانم ببرد
این همه بگذار و میگوی انوری
آرزوی روی تو جانم ببرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و جذابیت معشوق صحبت میکند و describes چگونگی تأثیرات عمیق عشق بر زندگی و وجودش. او به طعنه میگوید که زیباییها و عشوههای معشوق همه چیزش - از ایمان و جان تا عقل - را از او میرباید. شاعر به نوعی درگیر این عشق است و به وضعیت روحی و جسمیاش اشاره میکند که چقدر تحت تأثیر معشوق قرار دارد. در نهایت، او تنها آرزوی دیدن روی محبوبش را در دل دارد که همه چیزش را به باد میدهد.
هوش مصنوعی: آرزو دارم که دیدار تو جانم را بگیرد و عدم وجود تو، ایمانم را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: من از دنیا ایمان و روحی داشتم، اما عشق تو هم جانم را میگیرد و هم ایمانم را.
هوش مصنوعی: نگاههای مغرور و دلربایت تمام وجودم را میبرد و با ظرافتهایت، از خانه و خانوادهام دورم میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو دل مرا میخواند، گویی جانم را به خاطر محبت دروغینت میگیرد.
هوش مصنوعی: به عقل گفتم که خود را پنهان کن و برو، زیرا تمام اسرار و نهانها را از من میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر این بار از من جدا شود، دوباره به دستانم باز خواهد گشت و مرا خواهد برد.
هوش مصنوعی: چند نفر از عشق شکایت کردهاند که فلانی را رها کرده و به دیگری میبرد.
هوش مصنوعی: تمام این حرفها را فراموش کن، فقط کافی است بگویی که آرزوی دیدن چهرهات، جانم را به خطر میاندازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.