گنجور

غزل شمارهٔ ۶

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر باز دگرباره ببینم مگر اورا

دارم ز سر شادی بر فرق سر او را

با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید

تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را

سوگند خورم من به خدا و به سر او

کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را

چندان که رسانید بلاها به سر من

یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را

هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه

رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

شادی با شادمانی فرقی در معنا دارد و آن اینکه مان یعنی اندیشه اینجا .شادمان یعنی با افکار و اندیشه ی شاد . منستن به پهلوی و به لری امروز یعنی اندیشیدن

امین کیخا نوشته:

سحر می شود شبگیر
تاربام یعنی هوای تاریک و روشن بهمامیخته /صبح کاذب
بامداد صبح صادق
تاران هم داریم یعنی موقع تاریکی ( همه از نظامی گنجه ای هستند )

دکتر ترابی نوشته:

جناب دکتر ، گرگ و میش بام را بیون نیز میگفتیم که در پی سحر می آمد( هنوز هم می آید؟؟)

کانال رسمی گنجور در تلگرام