مرا با دلبری کاری بیفتاد
دلم را روز بازاری بیفتاد
مسلمانان مرا معذور دارید
دلم را ناگهان کاری بیفتاد
قبای عشق مجنون میبریدند
دلم را زان کله واری بیفتاد
دلم سجادهٔ عشقش برافشاند
از آن سجاده زناری بیفتاد
دلم با عشق دست اندر کمر زد
بسی کوشید و یکباری بیفتاد
مرا افتاد با بالای او کار
نه بر بالای من کاری بیفتاد
جهان را چون دل من بر زمین زد
کنون از دست دلداری بیفتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه شاعر اشاره دارد. او از دلبری و تأثیر آن بر قلبش میگوید و از درد و زیباییهای عشق سخن به میان میآورد. شاعر احساس میکند که دلبری او را در روزگار و بازار عشق گرفتار کرده و به نوعی در این عشق، احساس عجز و ناتوانی دارد. او تصاویر زیبایی از عشق و دلباختگی ارائه میدهد و به دردی که ناشی از این عشق است اشاره میکند. در نهایت، او جهان را به وضوح تحت تأثیر عشق خود میبیند و احساس میکند که تمام وجودش با دلداری که در زندگیاش دارد درگیر شده است.
هوش مصنوعی: من با زیبایی معشوق خود درگیر شدم و دلباختهاش شدم، انگار که در روز بازار تحت تأثیر قرار گرفتم.
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، من را ببخشید که ناخواسته دلم دچار یک مشکل شده است.
هوش مصنوعی: عشق مانند لباسی زیبا و دلنشین است که مجنون آن را میپوشید. اما دلم به خاطر حالتی خاص و عجیب او از دست رفت و به درد و عذاب افتاد.
هوش مصنوعی: دل من برای عشق او پر از شوق و محبت است، اما به خاطر مشکلات یا جدایی، از این احساس دور ماندهام.
هوش مصنوعی: دل من با عشق بسیار تلاش کرد و در نهایت یک بار شکست خورد.
هوش مصنوعی: من درگیر امور او شدم و هیچچیز از کارهای من به او نمیرسد.
هوش مصنوعی: دنیا مانند دل من به تپش افتاده است و اکنون از دست محبت و دلداری خارج شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برنجوری و بیماری بیفتاد
در آن غربت بصد زاری بیفتاد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.