گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۶

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل بدادیم و جان نمی‌خواهیم

خلوتی جز نهان نمی‌خواهیم

از نهانی که هست خلوت ما

پای دل در میان نمی‌خواهیم

خدمت تو مرا ز جان بیش است

شاید ار زان‌که جان نمی‌خواهیم

هستی جان و دل خصومت ماست

هستی هر دوان نمی‌خواهیم

با تو بوی وجود جان نه خوشست

لقمه بر استخوان نمی‌خواهیم

من و معشوقه و بر این مفزای

زحمت دیگران نمی‌خواهیم

گر بود شیشه‌ای نباشد بد

مطربی قلتبان نمی‌خواهیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام