هرچند غمِ عشقت پوشیده همی دارم
هر کس که مرا بیند داند که غمی دارم
گفتم که فرو گویم با تو طرفی زین غم
ز اندیشهیِ غم خون شد هم زهره نمیدارم
با آنکه به هر فرصت صد نکته دراندازم
هم در تو نمیگیرد چه سرد دمی دارم
گویی که چو زر آری کارِ تو چو زر گردد
حقا که اگر جز جان وجهِ درمی دارم
از انوری و حالش دانم که نهای بیغم
وز بلعجبی گویی کین غم چه کمی دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان غم و اندوه ناشی از عشق میپردازد. او میگوید که هرچند سعی میکند این غم را پنهان کند، ولی هرکسی که او را ببیند متوجه غم درونش میشود. شاعر تلاش میکند با محبوبش درباره این غم صحبت کند، اما نمیتواند و غم او همچنان در دلش باقی است. به رغم اینکه به طور مکرر نکاتی را در مورد محبوبش بیان میکند، احساس میکند که او تأثیری بر محبوب ندارد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی اگر تمام دنیا را داشته باشد، ولی بیمحبتی و غم عشق، برایش هیچ ارزشی ندارد. او همچنین به حال افرادی که مانند او غم عشق را تجربه کردهاند اشاره میکند و میگوید که این غم ممکن است در نظر دیگران کماهمیت باشد، اما برای او عمیق و دردناک است.
هوش مصنوعی: با اینکه غم عشق تو را در دل پنهان کردهام، اما هر کسی که مرا ببیند متوجه میشود که در心م غم و اندوهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: گفتم که در مورد این غم با تو صحبت کنم، اما از فکر کردن به این درد، دلم به شدت شکسته و نمیتوانم تحمل کنم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در هر فرصتی نکات زیادی را مطرح میکنم، اما هیچ کدام در دل تو اثر نمیگذارد چرا که من حال و هوای سردی دارم.
هوش مصنوعی: اگر به تو مانند طلا توجه شود، کارهایت نیز مانند طلا خواهد شد. حقیقت این است که اگر چیزی جز جانم ارزش داشته باشد، آن را نیز به کار میبرم.
هوش مصنوعی: از حال انوری باخبرم که بیغم نیست و به طعنه میگوید که من چه اندازه غم دارم، انگار که غمم اندک است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.