گنجور

 
انوری

نگارا بر سر عهد و وفا باش

در آیین نکوعهدی چو ما باش

چنانک از ما جدایی ماه‌رویا

زهرچ آن جز وفا باید جدا باش

مرا خصمست در عشق تو بسیار

نیندیشم تو بر حال رضا باش

چو با جانم غم تو آشنا شد

مکن بیگانگی و آشنا باش

نگارینا ترا باشم همه عمر

خداوندی کن و یک‌دم مرا باش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظامی

که با من یک زمان چشم آشنا باش

مکن بیگانگی یک دم مرا باش

سلیمی جرونی

میفت از ره مخور بازی به شاباش

به هر حالی که هستی با خدا باش

ملا مسیح

به تن بیگانه با جان آشنا باش

مرا باش، ای سرت گردم ! مرا باش

صفی علیشاه

گریزان نی ز دیو و اژدها باش

بدو راز داعیان خودنما باش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه