گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

صبر با عشق بس نمی‌آید

یار فریادرس نمی‌آید

دل ز کاری که پیش می‌نرود

قدمی باز پس نمی‌آید

عشق با عافیت نیامیزد

نفسی هم‌نفس نمی‌آید

بی‌غمی خوش ولایتست ولیک

زیر فرمان کس نمی‌آید

داد در کاروان خرسندیست

زان خروش جرس نمی‌آید

چه کنم عسکری که نی‌شکرش

بی‌خروش مگس نمی‌آید

گویی از جانت می‌برآید پای

چه حدیثست بس نمی‌آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

حدیث به عربی جز معنی ای که ما به کار می بریم به معنای جوان هم هست . به فارسی حدیث که گفته پیامبر باشد را سروا می گفته اند .

کانال رسمی گنجور در تلگرام