گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاه

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » قصاید
 

ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد

ایامت از حوادث ایام رسته باد

گلزار باغ چرخ که پژمردگیش نیست

در انتظار مجلس تو دسته دسته باد

بازار مصر جامع ملک از مکان تو

تا بارهٔ نهم ز جهان رسته رسته باد

الا ز شست عزم تو تیر قدر قضا

بر هر نشانه‌ای که زند باز جسته باد

گر نشو بیخ امن بود جز به باغ تو

از شاخهاش در تبر فتنه دسته باد

ور آبروی ملک رود جز به جوی تو

زاب فساد کل ورق کون شسته باد

در هیچ کار بی‌تو فلک را مباد خوض

پس گر بود نخست رضای تو جسته باد

کیوان موافقان ترا گر جگر خورد

نسرین چرخ را جگر جدی مسته باد

ور مشتری جوی ز هوای تو کم کند

یکباره مرغزار فلک خوشه رسته باد

مریخ اگر به خون حسود تو تشنه نیست

زنگار خورده خنجر و جوشن گسسته باد

ور در شود بر وزن بدخواهت آفتاب

گرد کسوف گرد جمالش نشسته باد

ور زهره جز به بزم تو خنیاگری کند

جاوید دف دریده و بربط شکسته باد

ور نامه‌ای دهد نه به پروانهٔ تو تیر

شغلش فرو گشاده و دستش ببسته باد

ماه ار نخواهد آنکه وبد نعل مرکبت

از ناخن محاق ابد چهره خسته باد

واندر هرآنچه رای تو کرد اقتضای آن

تقدیر جز به عین رضا ننگرسته باد

تا رسم تهنیت بود اندر جهان بعید

هر بامداد بر تو چو عیدی خجسته باد

بادام‌وار چشم حسود تو آژده

وز ناله بازمانده دهان همچو پسته باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام