خسروا، بر بساط همت توست
قدم طبع آسمان سایم
چون وطن بر ستانه ی تو کنم
سر چرخ برین سزد جایم
شکر یزدان که عقد مدحت توست
گوهر نظم عالم آرایم
پهن بگشای چشم و نغز ببین
تا کیم، من، چکار را شایم
از تو در سایه ی هما آمد
طوطی خاطر شکر خایم
فلکم، بی گزاف میرانم
عالمم، نی بهر زه می لایم
تو بهاری و من چمن، چه شود
گر مقرر کنی سر و پایم
چونکه شایسته خزانه توست
هر گهر کا ز ضمیر می زایم
بتو، از جنس اصطناع صداع
آنچه بنمودنی است بنمایم
با سخای تو، دی همی گفتم
که چه تقدیر میکند رایم
آنکه دفع خزان بارد را
در حریم لباچه ئی آیم
گفت سهل است من به نیمچه ئی
رتبت و جاه تو بیفزایم
گفتمش در مصاف دشمن و دوست
چون علم نیمه ئی بیارایم
نیمه را، نیمگان فرود آیند
من تمامم تمام فرمایم
باغبان بهشت مدح تو باد
وهم چالاک سحر پیمایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره توجه و ارادت شاعر به یک شخص بزرگ و برجسته است. شاعر خود را در مقایسه با آن شخص متعالی قرار میدهد و از نیکوییها و صفات او تمجید میکند. او به زیباییهای جهان و نقش آن شخص در نظم جهانی اشاره میکند و خود را تحت تأثیر حضور و صفات آن شخص احساس میکند. شاعر همچنین از فضیلتهای فردی مانند سخاوت و مهارت در مدیریت یاد میکند و میگوید که در مقابل دشمن و دوستی، او شایسته تقدیر و احترام است. در نهایت، شاعر به نوعی از مدح و ستایش آن شخص میپردازد و آرزو دارد که در سایهی وجود او به کمال برسد.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، شرایط و وجود تو بستر تلاش و تلاشهای آسمانی است و من بر آن اساس قدم میزنم.
هوش مصنوعی: زمانی که به وطن تو تکیه کنم و بر بلندای آسمان قرار بگیرم، شایسته است که در آنجا جایگاه من باشد.
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر حمد و ستایش تو، دنیای شاعرانهام را زیبا و درخشان بسازم.
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن و زیباییها را تماشا کن، تا ببینی من چه تواناییهایی دارم.
هوش مصنوعی: از تو در سایهی هما، طوطی با دل خوش در انتظار شکر است.
هوش مصنوعی: من با بیدلیل و به طور بیمورد، جامعه را تحت تاثیر قرار میدهم، نه برای لذت بردن از شراب.
هوش مصنوعی: تو مانند بهاری و من چمنی هستم که در آن رویش میکند. اگر تو بخواهی، چه اشکالی دارد که سر و پایم را مشخص کنی و به من روح و جان بدهی؟
هوش مصنوعی: هر گوهری که از درون من به وجود میآید، شایسته و مناسب خزانه توست.
هوش مصنوعی: من به تو، از نوع دردسر و سردردی که در خود دارم، هر آنچه را که باید نشان دهم، به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: با generosity تو، در روزهای گذشته همواره به این فکر میکردم که سرنوشت من چه برنامهای برایم دارد.
هوش مصنوعی: کسی که به استقبال بهار میرود و در سایهی زیباییهایش از فصل سرد و بیروح دور میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: اشکالی ندارد، من میتوانم به مقام و منزلت تو کمی اضافه کنم.
هوش مصنوعی: به او گفتم که در جنگ با دشمن و دوست، چگونه میتوانیم خود را به خوبی آماده کنیم و مانند پرچمی نیمه آماده درآییم.
هوش مصنوعی: نیمه شب، انسانهای ناپیدا فرود میآیند و من در تمام وجودم، همه چیز را به آخر میرسانم.
هوش مصنوعی: باغبان بهشت تو را ستایش میکند و من نیز با نشاط و شتاب به سمت سحر میروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دگرگون شده به تو رایم
برگذشت از نهم فلک وایم
بسر آیم به سوی تربت تو
زین سبب رشک می برد پایم
جز روان تو کی بود جفتم
[...]
هست واجب وجود او دائم
زآنکه باشد به ذات خود قائم
خسروا! بر بساط خدمت تست
قدم طبع آسمان سایم
چون وطن بر ستانه تو کنم
سر چرخ برین سزد جایم
شکر یزدان که عقد مدحت تست
[...]
من چو رسام رشته پیمایم
از سر رشته نگذرد پایم
تا من اندر سماع عشق آیم
مجلس عاشقان بیارایم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.