لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
اثیر اخسیکتی

ای قاعده ی بزرگواری

از حزم تو برده استواری

با طوق کفایت تو تقدیر

بر طاق نهد فلک سواری

اندر صف کار سازی ملک

یک مردنه ئی که صد هزاری

برنامه ی عقل بسم و صدری

در جامه شرع پود و تاری

معروف مهان سرفرازی

مشهور شهان نامداری

مدحی خواندم ظهیر دین را

سر تاسر محض جانسپاری

چون عهد تو در، درست مهری

چون علم تو در، کران عیاری

آیا که زرنگ و بوی تشریف

من برچه ام و تو در چه کاری

تا حشر بنای دولتت باد

چون طاق فلک بپایداری

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

با نصرت و فتح و بختیاری

با دولت و عز و کامگاری

سلطان ملک ارسلان مسعود

بنشست به تخت شهریاری

دولت کردش به ملک نصرت

[...]

سنایی

انصاف بده که نیک یاری

زو هیچ مگو که خوش نگاری

در رود زدن شکر سماعی

در گوی زدن شکر سواری

مه جبهت و آفتاب رویی

[...]

انوری

ما را تو به هر صفت که داری

دل گم نکند ز دوستداری

هردم به وفا یکی هزارم

گرچه به جفا یکی هزاری

هیچت غم هیچ‌کس ندارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
جمال‌الدین عبدالرزاق

روح الله با تو خرسواری

روح القدست رکاب داری

از مطبخ تو سپهر، دودی

وز موکب تو زمین، غباری

در شرح رموز غیب گویت

[...]

خاقانی

تا بیش دلم خراب داری

دل بیش کند ز جان‌سپاری

ای کار مرا به دولت تو

افتاد قرار بی‌قراری

دل خوش کردم چنین که دانی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه