ملک را فال ز اقبال بقا می یابد
آز را علت افلاس دوا می یابد
بدل و دست بهاء الدین تاج الوزراء
آنکه ایام از او فرو بها می یابد
حامدی اصلی فرخنده محمد نامی
که عطا میدهد و حمد و ثنا می یابد
روی او دید شب تیره لقا گفت این است
آنکه زو چهره خورشید ضیا می یابد
با کله داری آن فکرت روشن هر شب
آسمان پیرهن صبح قبا می یابد
قدر عالیش فلک را به نیابت بنشاند
لاجرم منصب او قدر و علا می یابد
چه عجب زانکه گرم باز دهد وام نیاز
دست او را چو چنین نیک ادا می یابد
ور بدین گونه که می بارد ابر کف او
ابر سرمایه ندانم، ز کجا می یابد
پیش قدرش که بدو پشت فلک راست شده است
آسمان خود را با پشت دو تا می یابد
عهد او نامه ی اقبال چو بر میخواند
همه خطش هو حسبی و خطا می یابد
دیده دولت چندانکه در او می نگرد
همه شرم و کرم وجود و وفا می یابد
هرکه را دست طبیب کرمش بردبه نبض
حالی از علت افلاس شفا می یابد
ای کف و طبع تو ابری و نسیمی که ثنات
چون نهالی ابدالدهر دوا می یابد
گوش گیتی بمثال تو همی حلقه کشد
دوش گردون ز جلال تو ردا می یابد
مرغزاری است جناب تو که بی منت ابر
نشو، در ساحت او عمر گیا می یابد
مد کلک تو مگر آب حیات است کزو
چون مدد یافت سخن وصف بقا می یابد
پرتو مهر ضمیر تو بجائی است که چرخ
زیر او خود را چون ذره هبا می یابد
صاحبا، بنده ز شست فلک سخت کمان
بر جگر بی کهنی تیر عنا می یابد
کام را کم زده بر نطع ستم می تازد
صبر را کم شده در راه بلا می یابد
سینه را خسته ز شمشیر قدر می بیند
دیده را سفته ز پیگان قضا می یابد
نظر دیده عنف تو بگردون آخر
چین ابرو بنماید که چرا می یابد
صیقل فرّ تو می یابد مصقل او
صحفه آینه فکر جلا می یابد
گر به تشریف عطای تو رسم، در نازم
که سخن پایه ز تشریف عطا می باید
نقش گرمی نهدم باز نهال کرمی
کاین محال او نه بصنعت بدعا می یابد
تا بود باقی بدنامی و نیکو اثری
چون به شمشیر اجل عمر فنا می یابد
خواهم از صدق دعا جمله بقای تو همه
آرزو های دل از صدق دعا می باید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی مقام و عظمت فردی به نام "بهاءالدین تاج الوزراء" و ویژگیهای برجستهاش است. شاعر به ستایش او میپردازد و به نکات زیر اشاره میکند:
- ملک و مقام او تحت تأثیر بقاء و موفقیت هایش قرار دارد.
- او با بخشش و عطا، احترام و ستایش دریافت میکند و در بین مردم محبوب است.
- ویژگیهای او موجب میشود که آسمان و زمین به او احترام بگذارند و از نعمتهایش بهرهمند شوند.
- در شعر به قدرت و تأثیرگذاری او بر جهان اشاره شده و به اینکه چگونه میتواند دیگران را درمان کند و آرامش دهد.
- شاعر چنین نتیجه میگیرد که توجه و عطاهای او باعث خیر و برکت در زندگی دیگران میشود.
در نهایت، شاعر دعا میکند که این شخص با کمالاتش همیشه باقی بماند و آرزوهای دلش به حقیقت بپیوندد.
هوش مصنوعی: پادشاه با امید به موفقیت طولانیمدت خود، خوشبینی را تجربه میکند و در عوض، کسانی که دچار مشکل هستند، با تلاش و جستوجو درمانی برای مشکلات خود پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: باید بگویم که بهاءالدین تاج الوزراء شخصیتی است که در دوران خود به عنوان یک فرد مهم و تأثیرگذار شناخته میشد و روزها و زمانهای که بر او گذشت، ارزش و بهای خاصی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: حامدی اصلی به نام محمد، فردی خوشبخت و نیکوست که بخشایش میکند و در عوض مورد ستایش و شکرگزاری قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشان او در دل شب تار نمایان شد، و در این لحظه فهمید که او همان کسی است که نور و روشنی را مانند خورشید به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: با تمام وجود و فکر خود، روشنایی را در دلت ایجاد کردهای. هرشب، آسمان همچون لباسی تازه برای صبح میدرخشد و زیبایی میآفریند.
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت او باعث شده که آسمان به نمایندگی از او نشسته و به همین خاطر مقام و جایگاه او افزایش مییابد.
هوش مصنوعی: عجب است که در زمان سختی، کمک نیازمندی به دست کسی بیفتد که اینگونه به نیکی و خوبی رفتار میکند.
هوش مصنوعی: اگر این بارش به این شکل ادامه داشته باشد، نمیدانم ابر کهنهام کجا میتواند این همه سرمایه را پیدا کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی که به مرتبه و مقام بالایی دست یافته، به گونهای است که حتی آسمان هم به خاطر او تعظیم و ادای احترام میکند. در واقع، در اینجا به بزرگی و اهمیت شخص اشاره شده است که باعث میشود که چیزهای بزرگ و عظیم نیز نسبت به او خاضع شوند.
هوش مصنوعی: زمانی که به عهد او نگاه میکنم، شبیه نامهای است که نشانهی خوششانسی من است و وقتی به آن توجه میکنم، تمام نوشتههایش فقط این است که "من به تو وابستهام" و از اشتباهاتم آگاه میشود.
هوش مصنوعی: چشم کسی که به نعمتها و زیباییها نگاه میکند، همواره از وجود عشق، سخاوت و وفاداری پر میشود.
هوش مصنوعی: هرکس که به کمک و لطف طبیب برسد، با بررسی حالش و علت فقر و مشکلاتش، به درمان میرسد.
هوش مصنوعی: تو همچون ابری و نسیمی هستی که همیشه از ستایش و محبت مردم بهرهمند میشود، مثل درختی که هر لحظه از آب و nourishment بهره میبرد و رشد میکند.
هوش مصنوعی: گوش زمین به مانند تو به گردن آسمان زیبایی میبخشد و بر اثر عظمت تو، آسمان خود را با شکوهی خاص میپوشاند.
هوش مصنوعی: تو در مرغزاری قرار داری که به لطف و بدون هیچ انتظاری از ابرها، گیاهان و عمر خود را رستاخیز میکند و جوانه میزند.
هوش مصنوعی: مداد تو گویی که آب حیات است؛ زیرا وقتی که از آن بهره میگیرم، قدرت بیان و توصیف جاودانگی را پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: نور محبت و حقیقت وجود تو به قدری درخشان و قوی است که به نظر میرسد، هر چیزی در زیر آن، مانند ذرهای کوچک در فضا، به خود میلرزد و ناچیز به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دوست من، من تحت فشار روزگار قرار دارم و احساس میکنم که تیرهای مشکلات به قلبم اصابت میکند.
هوش مصنوعی: زبان دل را به تنگی میکشد و بر ظلم میتازد، صبر کماهمیت شده و در مسیر رنج و زحمت به دنبال آن میگردد.
هوش مصنوعی: دل دردمند از اثر تیغ تقدیر به شدت رنج میکشد و چشم، نشانههای سرنوشت را میبیند.
هوش مصنوعی: نگاه تند و نافذ تو در نهایت به چین ابروی تو میرسد و میپرسد چرا این نگاه چنین جذابیتی دارد.
هوش مصنوعی: ذهن انسان به مانند آینهای است که با تفکر و جلا دادن به آن، میتواند روشنتر و شفافتر شود. هرچه بیشتر به تفکر بپردازیم و آن را صیقل دهیم، قدرت درک و بینش ما افزایش مییابد.
هوش مصنوعی: اگر به لطف و بخشش تو دست یابم، باید به خود ببالم که این سخن بر اساس ارزش و بزرگی نعمت توست.
هوش مصنوعی: اگر من با دقت و توجهی عمیق، عشق و محبت را در دل نهالوار بکارم، این محبت به شکل معجزهآسا و بیزحمت شکوفا خواهد شد و نیازی به تلاش و کار دست نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدنامی و ویژگیهای نیکو وجود دارد، آنها مانند عمر انسان با ضربههای ناگهانی تقدیر به پایان میرسند.
هوش مصنوعی: اگر با دعا و نیت خالصانه، پایداری و دوام تو را بخواهم، باید همه آرزوهای قلبم را با همین خلوص دعا کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بامدادان پگاه آمد بر بسته کمر
غالیه بر سر و رو کرد و برون رفت بدر
خواجه در غم من ار گفت که چون بیخردان
دین به دل کردهای اندر ره دنیا لابد
دیو در گوش هوا و هوسش میگوید
از پی کبر و کنی چون متنبی سد جد
من چه دانستم کز تربیت روحالقدس
[...]
هر که او بندهٔ این حضرت والا بود
همچو من صاب صد نعمت و آلا گردد
آن کل شوم نیک تیر دل از من بربود
عشق بر عشق چو آروغ برافروز فروز
یاسمن گون رخ . . . ون را بزهارم بنمود
شب ز سودای ویم دیده حمدان نغنود
جز خداوند مفرمای که خوانند مرا
سزد این نام کسی را که غلام تو بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.