گردر تر و خشک دهر گشتی همه هیچ
ور خار و گلی چو در گذشتی همه هیچ
گر ساده دلی ورت هزاران نقشست
در بحر فنا چو غرقه گشتی همه هیچ
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گردر تر و خشک دهر گشتی همه هیچ
ور خار و گلی چو در گذشتی همه هیچ
گر ساده دلی ورت هزاران نقشست
در بحر فنا چو غرقه گشتی همه هیچ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به زوال و بیارزشی زندگی اشاره میکند و بیان میکند که چه در شرایط خوب و چه در شرایط بد، همه چیز در نهایت بیمعنی و هیچ است. او به سادگی دلبستگی انسان به دنیا و ظواهر زندگی انتقاد میکند و میگوید که حتی اگر دل هزاران آرزو داشته باشد، در پایان همه چیز به فنا میرود و هیچ چیز باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: در میان همه حوادث و اتفاقات زندگی، چه خوب و چه بد، در نهایت همه چیز بیمعناست. حتی اگر بینید که گلی شکوفا شده یا خاری در راه شماست، در کل اینها هم هیچ اهمیتی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر دل سادگی داشته باشی و در دنیا تصورهای زیادی داشته باشی، وقتی که غرق در فنا و زوال شوی، همه آن تصورات بیارزش و بیمعنی خواهند بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.