یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم
یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا
کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم
ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن
کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم
گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن
زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم
گرچه اهلی آن لب شیرین چو فرهادم بکشت
تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربیات خوشایند و لحظات شیرینی سخن میگوید که از محبت معشوق به دست آورده است. او به یادآوری لحظهای میپردازد که یک جمله از معشوق، امیدهای زیادی به او داده و از این احساس خوشبختی برخوردار شده است. ناله و احساسات او نشاندهنده عمیق بودن این ارتباط است، به طوری که عواطف واقعیاش را با عبادت و پرستش معشوق پیوند میزند. حتی اگر درد و تلخیهایی در زندگیاش وجود داشته باشد، او به رغم آنها، دوست داشتن و وفاداری به معشوق را به عنوان یک برکت و سعادت میبیند.
هوش مصنوعی: به یاد من آمدی و من از سرنوشت خود بهرهمند شدم. نمیدانم چه کار نیکی انجام دادهام که این نعمت و خوشبختی نصیبم شده است.
هوش مصنوعی: تو یک حرف زدی و من ناگهان امیدهای زیادی در قلبم شکل گرفت. از نسیم دلنشین آن حرف، بوی محبت را احساس کردم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که ناله من نشان میدهد که وقتی تو از من پرسیدی، این سوال خلاف عرف و عادت است و من احساس کردم که این پرسش را به شکلی غیرمعمول مطرح کردهای.
هوش مصنوعی: اگر در برابر تو سجده میکنم، ای محبوب، ابروهای زیبا و افسونگر خود را خم نکن، زیرا من این عشق و پرستش را از عبادت به دست آوردهام.
هوش مصنوعی: هرچند که محبوب من با لبهای شیرینش مانند فرهاد مرا کشت و تلخیهایی را به همراه داشت، اما در عوض به طعم شیرین شهادت دست یافتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.