ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
می خور که کردگار ببخشد گناه هم
آب حیات اگر نه بپای تو جان دهد
جایی فرود رود که نروید گیاه هم
گل بارخ تو حسن فروشی چه میکند
رویی چو ماه باید و چشم سیاه هم
مردم به آه درد دل خویش کم کنند
آه از دلی که نیست در اوتاب آه هم
اهلی کجا و وصل تو خورشید از کجا
او را چه تاب وصل که تاب نگاه هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمیقترین احساسات عشق و درد است. شاعر خود را دیوانه عشق معشوق مینامد و میگوید که به خاطر عشق او آزاد است. او از محنتهای عاشقانهاش صحبت کرده و احساس میکند که بدون یاد معشوق زنده نیست. در عین حال، از این حسرت و درد رنج میبرد و میگوید که حتی در دوری از معشوق، طعم آب برایش تلخ میشود. او همچنین از بیتوجهی معشوق به وضعیت خود شکایت میکند و در نهایت، از عظمت و بیپناهی خود در این عشق سخن میگوید. شاعر به اوج احساسات عاشقانه و فناپذیری انسان در برابر عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به میگساری با ساقی و یار مهربان بپرداز و از خوشیها بهرهمند شو، چرا که خداوند، گناهان را میآمرزد و فرصتی برای بخشش میدهد.
هوش مصنوعی: اگر آب حیات هم در پای تو ریخته شود و جان کسی را نجات ندهد، آنجا جایی خواهد بود که هیچ گیاهی نمیتواند رویش کند.
هوش مصنوعی: تو، با زیبایی و چهرهات مانند ماه، در گلزار عشق چه میکنی؟ چهرهای زیبا و چشمانی سیاه دارم که باید به آن توجه کرد.
هوش مصنوعی: مردم گاهی درد و دلهای خود را با آهی از دل بیان میکنند، اما افسوس که دلهایشان از احساس بیبهره است و فقط صدای آه را تولید میکنند.
هوش مصنوعی: اهلی کجا و عشق تو کجاست؟ او چگونه میتواند تاب عشق تو را داشته باشد، در حالی که حتی تاب نگاه تو را هم ندارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اهلی کسیکه حکمت پنهان حق نیافت
دارد فغان ز غصه و از عیب آه هم
بی عسریسرکی بود این سنة الله است
شد مایه فرح غم درویش و شاه هم
ناگاه کودکی ببر ظلم پیشه یی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.