گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
چون دل طپد از شوق تو بر سینه زنم سنگ
چون مور نیارم شدن از ضعف ولیکن
پر رویدم آنگه که کنم سوی تو آهنگ
شبها که فتد بر رخت از شمع فروغی
در جان من آتش زند آن عارض گلرنگ
گیرد ادبم دامن اگر نه چو حریفان
من نیز بدامان تو روزی زد می چنگ
اهلی غرض است، ار سگ کو گفت برانند
خواهد که نیارد بزبان نام من از ننگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات شعری از حافظ است که به حسرت و ناامیدی در جستجوی عشق میپردازد. شاعر بیان میکند که ناله و زاری با ابزار موسیقی (نی و چنگ) چه فایدهای دارد و در جنگ با بخت بد، به چه نتیجهای خواهیم رسید. او اشاره میکند که زیبایی معشوق به خودی خود کافی نیست و به دنبال معنا و حقیقتی عمیقتر در عشق و ارتباطات انسانی است. در نهایت، با اشاره به اینکه منابع محبت ممکن است از دست برود، به تلخی و ناکامی در عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر به من ضربه زدی و قلبت از این کار راحت باشد، من هم با شوق تو با دل تپنده، بر سینهام سنگ میزنم.
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و ناتوانی نمیتوانم مثل مورچه کوچک و بیصدا باشم، اما وقتی به سمت تو میآیم، با اعتماد به نفس و سرشار از شجاعت میشوم.
هوش مصنوعی: شبها که نور شمع روی چهرهات میافتد، آن زیبایی گلگون چهرهات در وجود من شعلهای از عشق به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اگر ادب مرا بگیرد، به مانند حریفان تو، یک روزی به دامانت دست میزنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر ننگ و عیب خود بخواهد که دیگران نام مرا بر زبان نیاورند، در واقع هدف او رسیدن به مقصودش است، حتی اگر آن فرد مانند سگی باشد که از چوب میترسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگ
زین شوخی و زین جنگ نگردد دل من تنگ
صلحست مرابا تو و بامن نکنی صلح
جنگست ترا با من و با تو نکنم جنگ
سنگست دلت مهر بر او تابان گه گه
[...]
ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
روی تو کرده لاله و گل را خجل به رنگ
ز ابروی گوشه گیر به زه کرده ای کمان
بر جان عاشق از مژه کج کرده ای خدنگ
بخت منی و طالع من، چون کنی فرار
[...]
ای آنکه زدی بر قدح، امروز مرا سنگ
فرداست درین راه، کند پای تو را لنگ
در رهگذر بال فشانان مفکن دام
ترسم که تو را سخت فشارد، قفس تنگ
ناهید که در بزم شهود آمده با چنگ
بربط زده بر سنگ
ای زلف نگار ای حبشیزادهٔ شبرنگ
ای اصل تو از نو به و ای نسل تو از زنگ
ای مادر اهریمن و ای خواهر عفریت
ای دایهٔ پتیاره و ای مایهٔ نیرنگ
ریحان مگرت بوده پدر غالیه مادر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.