گنجور

 
اهلی شیرازی

گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز

روشن است از دود آهم کاتشی دارم هنوز

گرچه نقد دین و دل همچون زلیخا باختم

یوسف ار سودای من دارد خریدارم هنوز

بسته فتراک عشقم کی بمردن وارهم

با وجود آنکه جان دادم گرفتارم هنوز

در گلستان صد هزاران گل شکفت و باد برد

من ز جور باغبان آزرده و خوارم هنوز

یوسف از زندان برآمد یونس از ماهی برست

صبر ایوبی سرآمد من دل افکارم هنوز

در خرابات مغان اهلی ندارد هیچ کم

گرچه پیرم بامی و معشوق در کارم هنوز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز

وان زدلگرمی نگوید ترک آزارم هنوز

سالها تا گلبن مقصود در می پرورم

ز آب چشمم بر نمی آید گل از خارم هنوز

گر چه بر باد هوس شد خرمن امید من

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
جهان ملک خاتون

در فراقش رود خون از دیده می‌بارم هنوز

وان ستمگر می‌نگوید ترک آزارم هنوز

سال‌ها تا گلبن مقصود را می‌پرورم

زآب چشم و بر نمی‌آید گل از خارم هنوز

گرچه بر باد هوس شد خرمن امّید من

[...]

طغرای مشهدی

محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف

ساقی از مستی گمان دارد که هشیارم هنوز

از هجوم خواب، مژگانم نمی آید به هم

صبح خیز شوق پندارد که بیدارم هنوز

اسیر شهرستانی

راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز

گلبن عزت دمید از خاکم و خوارم هنوز

ترسم از قاتل کشم طعن رهایی روز حشر

خون من چون بیغمان خوابید و بیدارم هنوز

طاقتم از کوه غم باج گرانجانی گرفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه